مقدمه: رمضان در میدان جنگ روایتها
ماه رمضان در فرهنگ اسلامی صرفاً یک مناسبت عبادی نیست، بلکه یک پدیده تمدنی، اجتماعی و هویتی است که لایههای متعددی از معنا را در خود جای داده است. این ماه بستری برای بازسازی فردی، پالایش اخلاقی، تقویت همبستگی اجتماعی و بازتعریف نسبت انسان با خداوند محسوب میشود. با این حال، در عصر رسانههای نوین و شبکههای اجتماعی، رمضان نیز به عرصهای برای رقابت روایتها تبدیل شده است؛ رقابتی که در آن معنا، ارزش و کارکرد این ماه در چارچوبهای گفتمانی متفاوت بازنمایی میشود.
جنگ روایتها مفهومی است که در ادبیات مطالعات رسانه و ارتباطات سیاسی به کار میرود و به تقابل چارچوبهای معنایی اشاره دارد که بازیگران مختلف برای تفسیر یک واقعیت اجتماعی ارائه میکنند. در این میدان، آنچه اهمیت دارد نه صرفاً خود واقعیت، بلکه شیوه روایت و قاببندی آن است. رمضان نیز از این قاعده مستثنی نیست و در سالهای اخیر شاهد آن بودهایم که رسانههای مختلف، هر یک با اهداف و منافع خاص، تصویری متفاوت از این ماه ارائه میکنند.
مفهوم جنگ روایتها در نظریههای ارتباطات
در نظریههای ارتباطات، به ویژه در چارچوب نظریه قاببندی و دستورکارگذاری، رسانهها نه تنها درباره چه چیزی فکر کنیم، بلکه چگونه فکر کنیم را نیز تعیین میکنند. جنگ روایتها زمانی شکل میگیرد که چندین روایت رقیب درباره یک پدیده اجتماعی شکل میگیرد و هر یک تلاش میکند مخاطب را به پذیرش تفسیر خود قانع کند. در این میان، مفاهیمی چون برجستهسازی، حذف گزینشی، استفاده از بار ارزشی واژگان و تکنیکهای اقناعی نقش کلیدی ایفا میکنند.
رمضان به دلیل جایگاه ویژه در زندگی مسلمانان، به یک میدان استراتژیک برای اعمال قدرت نرم تبدیل شده است. رسانهها با استفاده از ابزارهای تصویری، روایی و گفتمانی، میتوانند این ماه را به عنوان ماهی سرشار از معنویت، همدلی و تعالی معرفی کنند یا آن را به یک رویداد صرفاً آیینی، مصرفی یا حتی محدودکننده تقلیل دهند.
تحریف معنویت؛ از تقلیل تا دگرسازی
تحریف معنویت در بستر رسانهای به دو شکل اصلی رخ میدهد: نخست تقلیلگرایی که در آن ابعاد عمیق معنوی و اخلاقی رمضان به جلوههای سطحی و ظاهری محدود میشود؛ دوم دگرسازی که در آن معنای اصلی این ماه به گونهای بازتعریف میشود که با چارچوبهای سکولار یا مصرفگرایانه سازگار باشد. در هر دو حالت، هسته معنوی رمضان دچار تغییر میشود.
در بسیاری از تولیدات رسانهای، تمرکز اصلی بر سفرههای افطار، برنامههای سرگرمکننده یا چهرههای مشهور قرار میگیرد و پیامهای عمیق اخلاقی، اجتماعی و قرآنی کمتر برجسته میشود. این تغییر اولویتها به تدریج در ذهن مخاطب تصویری متفاوت از کارکرد اصلی رمضان ایجاد میکند و آن را از یک تجربه درونی به یک رویداد بیرونی و نمایشی تبدیل میسازد.
قاببندی رسانهای رمضان
قاب معنویت فردی
برخی رسانهها رمضان را در قاب معنویت فردی محدود میکنند و آن را صرفاً به رابطه شخصی انسان با خداوند تقلیل میدهند. اگرچه این بعد بخشی مهم از حقیقت رمضان است، اما حذف ابعاد اجتماعی، عدالتمحور و همبستگیآفرین آن، تصویری ناقص ارائه میدهد. چنین روایتی میتواند کارکردهای اجتماعی روزه را به حاشیه براند.
قاب مصرفگرایی و سبک زندگی
در برخی دیگر از روایتها، رمضان به فرصتی برای تبلیغات تجاری، افزایش فروش و ترویج سبک زندگی خاص تبدیل میشود. استفاده گسترده از پیامهای بازرگانی مرتبط با افطار، پوشاک یا برنامههای ویژه، ماه رمضان را در چارچوب اقتصاد بازار بازتعریف میکند. در این وضعیت، معنویت جای خود را به مصرف میدهد و تجربه عبادی در سایه پیامهای تجاری قرار میگیرد.
قاب سیاسی و ایدئولوژیک
در برخی فضاهای رسانهای، رمضان به ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی یا ایدئولوژیک تبدیل میشود. برجستهسازی گزینشی برخی رویدادها یا استفاده ابزاری از مفاهیم دینی میتواند ماه رمضان را به صحنهای برای تقابلهای سیاسی بدل کند. این رویکرد، معنویت را در خدمت رقابتهای قدرت قرار میدهد و از کارکرد اصیل آن فاصله میگیرد.
نقش شبکههای اجتماعی در بازتولید روایتها
شبکههای اجتماعی با ماهیت تعاملی و سرعت انتشار بالا، نقش مهمی در شکلدهی به ادراک عمومی از رمضان ایفا میکنند. کاربران با تولید محتوا، بازنشر و اظهار نظر، در فرآیند ساخت معنا مشارکت دارند. این فضا میتواند بستری برای تعمیق معنویت باشد، اما همزمان امکان سطحیسازی یا تحریف را نیز فراهم میکند.
الگوریتمهای پلتفرمها نیز با اولویت دادن به محتوای جذاب، احساسی یا چالشبرانگیز، ممکن است روایتهای عمیق و تحلیلی را به حاشیه برانند. در نتیجه، آنچه بیشتر دیده میشود لزوماً آنچه عمیقتر است نیست، بلکه آنچه قابلیت وایرال شدن بیشتری دارد برجسته میشود.
ابعاد اجتماعی رمضان در برابر روایتهای تقلیلگرا
رمضان علاوه بر بُعد عبادی، کارکردهای مهمی در تقویت سرمایه اجتماعی، همدلی با نیازمندان و کاهش فاصله طبقاتی دارد. سنتهایی مانند افطاری دادن، کمک به محرومان و مشارکت در فعالیتهای خیرخواهانه، نمودهای عینی این کارکردها هستند. با این حال، اگر روایت رسانهای صرفاً بر جلوههای فردی یا نمایشی متمرکز شود، این ابعاد اجتماعی کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
تحلیل گفتمان رسانهای نشان میدهد که حذف یا کمرنگسازی این ابعاد میتواند به تغییر تدریجی درک نسل جدید از فلسفه روزه منجر شود. در چنین شرایطی، رمضان به تجربهای شخصی و محدود تبدیل میشود و ظرفیت آن برای تحول اجتماعی کاهش مییابد.
سواد رسانهای به عنوان راهبرد مقابله
برای مواجهه با جنگ روایتها، تقویت سواد رسانهای امری ضروری است. سواد رسانهای به معنای توانایی تحلیل انتقادی پیامها، تشخیص تکنیکهای اقناعی و درک منافع پنهان در پس روایتها است. مخاطبی که به این مهارت مجهز باشد، میتواند میان روایتهای مختلف تمایز قائل شود و برداشت آگاهانهتری از رمضان داشته باشد.
آموزش سواد رسانهای در خانواده، مدارس و مراکز فرهنگی میتواند نقش مهمی در صیانت از معنویت ایفا کند. این آموزش باید شامل تحلیل نمونههای واقعی از بازنمایی رمضان در رسانهها و بررسی تکنیکهای قاببندی باشد تا مخاطب بتواند به صورت عملی مهارتهای خود را تقویت کند.
مسئولیت رسانههای دینی و فرهنگی
رسانههای دینی و فرهنگی در این میدان مسئولیتی مضاعف دارند. آنها باید با تولید محتوای عمیق، مستند و جذاب، روایت اصیل و جامع از رمضان ارائه دهند. استفاده از زبان روز، بهرهگیری از قالبهای نوآورانه و توجه به نیازهای نسل جوان میتواند به افزایش اثربخشی این روایت کمک کند.
همچنین، پرهیز از کلیشهسازی و تکرار پیامهای غیرکاربردی اهمیت دارد. مخاطب امروز به دنبال معنا، تحلیل و پاسخ به پرسشهای واقعی خود است. اگر رسانههای دینی نتوانند این نیاز را برآورده کنند، میدان را به روایتهای رقیب واگذار خواهند کرد.
جمعبندی: بازگشت به معنای اصیل رمضان
جنگ روایتها در رمضان واقعیتی انکارناپذیر در عصر رسانههای دیجیتال است. در این میدان، معنویت میتواند دچار تقلیل، تحریف یا دگرسازی شود. با این حال، از طریق تقویت سواد رسانهای، تولید محتوای عمیق و مسئولانه و بازخوانی مستمر فلسفه روزه، میتوان از اصالت این ماه صیانت کرد.
رمضان فرصتی برای بازسازی فرد و جامعه است؛ فرصتی برای تمرین خویشتنداری، همدلی و عدالت. اگر روایتها بتوانند این ابعاد را به درستی بازنمایی کنند، این ماه نه تنها در سطح فردی بلکه در سطح اجتماعی نیز منشأ تحول خواهد بود. اما اگر معنویت در هیاهوی رسانهای گم شود، جامعه از یکی از مهمترین سرمایههای فرهنگی خود محروم خواهد شد.
گردآورنده: واحد تحقیق و پژوهش موسسه فرهنگی قرآن و عترت اسوه تهران

Fa
En

