بانوان مطرح در واقعه عاشورا

بانوان مطرح در واقعه عاشورا

بانوان مطرح در واقعه عاشورا مطلب ویژه

توسط / اهل بیت / یکشنبه, 16 شهریور 1399 15:10

در واقعه‌ی پر از ایثار و استقامت عاشورا، همیشه نام مردان دلاور عاشورایی بر زبان‌ها بوده. در حالی که از شیر زنان عرصه‌ی عشق و شهادت کمتر نامی برده شده است در این مقاله تعدادی از زنان عاشورایی و کسانی که در کربلا بودند و معرفی می نماییم.

 ام البنین

فاطمه کلابی ،مادر چهار شیرمرد از فرزندان امیرمومنان علیه السلام ،یعنی عباس و سه برادر دیگرش و مشهور به (ام البنین) است . در مقاتل الطالبیین آمده است : ام البنین که مادر چهار برادر کشته شده بود ، به بقیع می رفت و در آ نجا ، اندوهگین ترین و سوزناک ترین مرثیه ها را برای پسرانش انجام می داد . مردم ، نزد او گرد می آمدند و به آن مرثیه ها گوش فرا می دادند.
مروان هم از جمله کسانی بود که به بقیع می آمد ، او به مرثیه ام البنین گوش می داد و می گریست.

ام سلمه
ام سلمه ، همسر بزرگوار پیامبر(ص) که رابطه عاطفی عمیقی با اهل بیت پیامبر (ص) داشت ، در قیام امام حسین(ع) ، رازدار قیام و شهادت ایشان بود . پیامبر(ص) قطعه ای از خاک کربلا را به وی داده بود و خبر داده بود که هر گاه این تربت تبدیل به خون شد ، حسین شهید شده است .
ام سلمه قبل از حرکت ، سخنانی با امام داشت و روز عاشورا از طریق دیدن پیامبر(ص) در خواب و نیز خون شدن خاکی از کربلا که در نزدش بود ، از شهادت امام حسین(ع) آگاهی یافت .
او از اولین به سوگ نشستگان برای سالار شهیدان است .

ام کلثوم ،دختر امام علی(ع)
در بسیاری از وقایع حماسه کربلا و پس از آن نام ام کلثوم آمده است . درباره این که ام کلثوم حاضر در واقعه کربلا ،همان زینب(س) است یا دختر دیگر امام علی(ع) و فاطمه(س) ، یا دختر امیرمومنان از غیر فاطمه(س) ،نظر قاطعی نمی توان ابراز کرد.

رباب ،همسر امام حسین(ع)
رباب ،همسر باوفای امام حسین(ع) و مادر سکینه و عبدالله بن الحسین(کودکی که در آغوش امام به شهادت رسید) است .علاقه امام به وی ، از شعری که برای او و سکینه سروده ، آشکار می شود: به جانت سوگند ،من خانه ای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن پذیرایی کنند. من آن را دوست دارم و دارایی ام را برای آنها می دهم و سرزنشگرم را یارای سرزنش نیست.
رباب را زنی زیبا ، خردمند، بافضیلت و شاعر گفته اند و او که شاهد شهادت شوهر،فرزند و دیگر نزدیکان خویش بود تنها یک سال پس از واقعه عاشورا زنده بود و در این مدت بر سر مزار امام به سوگ نشست .

زنان بنی عقیل
دختران عقیل که شهیدان گران قدری از بنی عقیل را در کوفه و کربلا تقدیم کرده بودند ، مرثیه تکان دهنده ای هنگام بازگشت اسیران اهل بیت پیامبر(ص) به مدینه داشتند. در الارشاد مفید، آمده است : ام لقمان ، دختر عقیل بن ابی طالب ، وقتی خبر شهادت امام حسین(ع) را شنید ، ماتم زده بیرون آمد و خواهرانش : ام هانی ، اسماء ، رمله و زینب ، دختران عقیل بن ابی طالب که رحمت خدا بر آنان باد ، با او بودند.
او برای کشتگان طف می گریست و می گفت : به پیامبر(ص) چه خواهید گفت ،اگر از شما بپرسد:(شما- ای واپسین امت ، چه کردید با نسل من و خانواده ام ، پس از دست دادن من که برخی از آنها اسیرند و برخی در خون غلتیدند؟ من برایتان خیرخواهی کردم و این ، پاداش من نبود که با خویشانم ، پس از من بدرفتاری کنید).

زنان بنی هاشم
زنان بنی هاشم سال ها بر فاجعه کربلا گریستند و نقش مهمی در پاسداشت یاد و راه شهیدان و محکومیت جنایتکاران این حادثه داشتند. در کامل الزیارات آمده است که امام صادق(ع) فرمود: هیچیک از زنان ما خضاب نکرد و روغنی استفاده ننمود و سرمه نکشید و شانه نزد ، تا این که سر عبیدالله بن زیاد را برایمان آوردند . ما پس از آن نیز همواره گریان بودیم.

زینب کبری (س)
زینب(س) از آغاز قیام امام حسین(ع) همراه برادر شد و در تمام دورام قیام ، همدل و همراه و رازدار او بود. گفتگوهای او با امام در شب عاشورا، حضورش در کنار بدن علی اکبر(ع) و سیدالشهدا در روز عاشورا رثای جانسوز او در کنار قامت خونین برادر و خطاب او با پیامبر خدا(ص) در روز یازدهم محرم از صفحات زرین و جاودانه زندگانی سرشار از جلالت ، شکیبایی و والایی اوست .
او پس از حادثه عاشورا شکوهمند و استوار سرپرستی قافله اسیران را به عهده گرفت و با شجاعت و صلابت و درایت ، کار را به پایان برد.

ام خلف
از او و حضورش در کربلا در منابع کهن نامی به میان نیامده است؛ اما در برخی منابع متأخر از او به عنوان یکی از زنان حاضر در کربلا یاد شده است. در این منابع آمده: «ام خلف همسر مسلم بن عوسجه بود. او پس از ورود اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) به سرزمین کربلا به همراه شوهر و فرزندش ـ خلف ـ به این سرزمین آمد. در روز عاشورا ‌ام‌خلف پس از شهادت مسلم بن عوسجه، لباس رزم بر قامت فرزند خود پوشید و او را برای رفتن به میدان نبرد و دفاع از فرزند رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) تشویق کرد. خلف نزد امام حسین (علیه‌السلام) آمد و از ایشان اذن میدان طلبید؛ اما امام (علیه‌السلام) اجازه ندادند و فرمودند: «اگر تو هم کشته شوی مادرت در پناه چه کسی آرام گیرد و چه کسی او را به خانه برگرداند». پس خلف نزد مادر بازگشت. ‌ام‌خلف با دیدن پسر، پیش او رفت و بار دیگر او را به نبرد در رکاب امام حسین (علیه‌السلام) تشویق کرد. سرانجام خلف به میدان رزم رفت و پس از نبردی جانانه به شهادت رسید. کوفیان سرش را به سوی مادرش افکندند. ‌ام‌خلف سر فرزندش را برداشت و چنان گریست که همگی به گریه افتادند.

از جمله زنانی که در میدان کربلا حضور یافت، کنیز مسلم بن عوسجه است. گویا در پی حرکت مسلم بن عوسجه و خانواده‌اش به سوی سرزمین کربلا، او نیز با آنان همراه شده بود و به کاروان سید و سالار شهیدان (علیه‌السلام) پیوسته بود. از نام و زندگانی او اطلاع چندانی در دست نیست. تنها آمده که او پس از شهادت مسلم بن عوسجه، صدا به گریه و زاری بلند کرده بود و فریاد می‌زد: «یا سیداه و یا ابن عوسجتاه»

ام عمرو
در برخی منابع از ‌ام‌عمرو نیز به عنوان یکی از زنان حاضر در عرصه کربلا یاد شده است. بحریه دختر مسعود خزرجی مکنی به ‌ام‌عمرو به همراه شوهرش جنادة بن کعب و فرزند نوجوانش عمرو، در شهر مکه به کاروان امام (علیه‌السلام) پیوستند و ایشان را تا سرزمین کربلا همراهی کردند.
پس از شهادت جنادة بن کعب، ‌ام‌عمرو فرزند یازده ساله‌اش را حاضر کرد و به او گفت: «یا بنی قاتل بین یدی ابن بنت رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم)؛ پسرم در رکاب فرزند دختر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) مبارزه کن» و سپس او را نزد امام حسین (علیه‌السلام) فرستاد تا با کسب اجازه از ایشان راهی میدان شود. عمرو بن جناده انصاری به خدمت امام (علیه‌السلام) آمد. امام (علیه‌السلام) در ابتدا به او اجازه میدان نداد و فرمود: «پدر این کودک به شهادت رسیده است، شاید مادرش کشته شدنش را خوش نداشته باشد»؛ اما عمرو گفت: «به‌درستی که مادرم ـ خود ـ به من فرمان داده است که به میدان بروم». چون عمرو از رضایت مادر خبر داد، امام (علیه‌السلام) نیز به او اجازه میدان داد. پس عمرو در حالی که رجز می‌خواند، به میدان رفت و به دفاع از فرزند رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) پرداخت تا این‌که سرانجام پس از مدتی نبرد به شهادت رسید.
پس از شهادت عمرو، دشمنان سر او را از بدن جدا کرده، به سوی اردوگاه امام (علیه‌السلام) پرتاب کردند. مادر عمرو، سر فرزند خود را گرفت و خاک و خون از صورتش پاک کرد و خطاب به سر پسرش گفت: «آفرین بر تو پسرم و‌ ای سرور قلبم و ‌ای نور دیدگانم!». سپس سر پسرش را بر سر مردی از سپاه دشمن که در آن نزدیکی بود، کوبید و او را به هلاکت رساند. سپس به خیمه بازگشت و عمود خیمه را به دست گرفت و در حالی که رجز می‌خواند:
انا عجوز سیدی ضعیفه خاویة بالیة نحیفه
اضربکم بضربة عنیفه دون بنی فاطمة الشریفه
«من پیرزنی ضعیف، ناتوان، نحیف و سال‌خورده‌ام، (اما با این‌که ضعیف و فرتوتم) شما را با ضربتی شدید می‌زنم تا از فرزندان [[|فاطمه شریف (سلام‌الله‌علیها)]] دفاع نمایم».
به دشمن حمله کرد و دو نفر از آنان را کشت، تا این‌که به دستور امام (علیه‌السلام) به خیمه بازگشت.

مادر قارب بن عبدالله دوئلی

از او که در برخی منابع با نام "فکهیه" یاد شده است، از کنیزان اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) بود. او به همراه پسرش قارب، از مدینه تا کربلا کاروان امام حسین (علیه‌السلام) را همراهی کرد و شاهد شهادت پسرش در روز عاشورا بود.

ام الثغر
در منابع نام او خوصاء بن عمرو بن عامر کلابی گردیده است. او نیز از دیگر زنانی است که نام او در فهرست زنان حاضر در کربلا به ثبت رسیده است.

 

ام وهب، همسر عبدالله بن حباب الکلبى

ام وهب یکى از زنان شجاع و مجاهدى بود که نام اصلى او قمر دختر عبد از بنى فمر بن قاسم و همسر عبد الله بن عمیر از طایفه بنى عُلیم بود، چون شوهرش تصمیم گرفت از کوفه به یارى حسین «علیه السلام» بیرون بیاید ام وهب نیز اصرار کرد تا او را با خود ببرد.

در روز عاشورا وقتى عبدالله بن عمیر به میدان رفت او نیز چوبى به دست گرفت و به میدان شتافت. ولى امام حسین «علیه السلام» مانع او شد و فرمود: «زنان موظف به جهاد نیستند». اما پس از شهادت شوهرش به بالین او رفت و صورت او را پاک کرد و مى گفت: بهشت بر تو مبارک باد! از خدا درخواست مى کنم که مرا همراه تو قرار دهد که شمر، غلامش رستم را سراغ او فرستاد. آن غلام با عمود سر او را شکافت و به شهادت رسانید. ام وهب اولین زن شهید در روز عاشورا بود.

در برخى منابع ماجرایى مشابه این، ولى با تفاوت هایى درباره وهب بن عبدالله بن عمیر نقل کرده اند و زنى را که در کربلا به شهادت رسید همسر وهب مى دانند. از جمله علامه مجلسى در بحار الانوار مى نویسد: «وهب بن عبدالله کلبى از شهداى کربلاست. مادر و همسرش نیز در کربلا بودند و به شهادت رسیدند.»

 

سکینه دختر امام حسین(ع)

آمنه یا امیمه یکی از دختران حسین بن علی(ع) بود که مادرش به وی لقب سکینه داده بود. مادر وی رباب بنت امراء القیس بن عدی بن اوس بن جابر بن کعب بن علیم بن جناب بوده ‌است. وی در جنگ کربلا حضور داشت و در سال ۱۱۷ هجری قمری در مدینه از دنیا رفت.

 

فاطمه دختر امام حسین(ع)

فاطمه دختر حسین(ع)، یکی از دختران حسین بن علی(ع) بود و مادرش ام اسحاق دختر طلحه بن عبیدالله بوده‌است. او در واقعه کربلا حضور داشت و پدرش قبل از مرگ وصیت و ودایع امامت را به او سپرد. او در بین دختران حسین بن علی(ع) بیشترین شباهت را به جدش فاطمه(س) داشت و به همین دلیل حسین(ع) او را به عقد حسن بن حسن دراورد.

 

فاطمه دختر امام حسن(ع)

ام‌عبدالله فاطمه بنت حسن مجتبی(ع) دختر حسن مجتبی(ع) امام دوم، همسر سجاد زین‌العابدین(ع) امام چهارم و مادر محمد باقر(ع) امام پنجم شیعه است.

نام وی فاطمه و زینب، کنیه اش ام‌عبدالله و امّ عبده و مهمترین لقبش صدیقه است. مادر وی کنیز بوده است. فرزند بزرگ فاطمه بنت حسن، عبدالله و فرزند دومش محمد باقر امام پنجم شیعه بوده است. به وی محدثه هم گفته شده و دارای مراتب علمی و معنوی بوده است. در تاریخ مطلبی از درگذشت وی به ثبت نرسیده است.

 

رقیه(س) دختر امام حسین(ع)

رقیه(س) دختر خردسال امام حسین(ع) که در واقعه کربلا حضور داشت و همراه با کاروان اسرا به شام برده شد و در شام درگذشت. زیارتگاهی در دمشق به وی منسوب است. درباره اینکه آیا امام حسین(ع) چنین دختری داشته است یا نه و نیز درباره نام، چگونگی وفات و مزار منسوب به وی اختلاف‌نظر وجود دارد.

 

اسماء،همسر مختار

تاريخ اليعقوبى، سرنوشت او را چنين نقل مى‌كند: مصعب بن زبير، اسماء دختر نعمان بن بشير (همسر مختار) را دستگير كرد و به او گفت: نظرت درباره مختار چيست؟ او گفت: به نظر من او انسانى باتقوا پاك و روزه‌دار بود. مصعب گفت: اى دشمن خدا! تو از كسانى هستى كه مختار را از عيب، مُبرّا مى‌دانى؟! سپس دستور قتل وى را داد و گردن او را زدند. او اولين زنى بود كه با زجر، گردنش زده شد.

 

رمله، همسر امام حسن ( ع) و مادر حضرت قاسم بن حسن (ع) و ابوبکر بن حسن (ع)

محلاتی می‌نویسد: «رمله مادر قاسم بن حسن (ع)، از بانوان دشت کربلا است. مجلسی می‌نویسد قاسم فرزند رمله در جنگی دلاورانه به شهادت رسید. این سخن از قاسم است که در شب عاشورا گفت:«مرگ برای من شیرین‌تر از عسل است.» در حالی که در روز عاشورا به سن بلوغ نرسیده بود. ابوبکر برادر دیگر قاسم نیز در کربلا به شهادت رسید.

فضه النوبیه

فضه خدمت‌کار حضرت زهرا (س)، دختر گرامی رسول خدا (ص) است. فضه با ابی ثعلبۀ حبشی ازدواج کرد و پسری به دنیا آورد. بعد از ابوثعلبه با ابوملیک عطفا ازدواج کرد. فضه از نظر ایمان و تقوا و زهد در درجه‌ی عالی قرار داشت و محبتش به اهل‌بیت (ع) معروف و مشهور است. بلاغت کلام و نیکویی کلامش بر کسی پوشیده نیست. نقش او فقط کمک در کار منزل نبود بلکه شاگرد فاطمه (س) و پیوسته ملازم آن حضرت بود. فضه آن‌قدر با قرآن مأنوس بود که فقط با آیات قرآن تکلم می‌کرد. داستان برخورد فضه با آن مرد بیابان‌گرد در بحارالانوار جلد ۸ آمده است.

زینب بنت فواز می‌گوید: فضه از بانوان عاقله‌ صادق بود. بعد از شهادت حضرت فاطمه در خدمتگزاری حضرت زینب (س) تلاش کرد و به همراه آن بانو به سرزمین کربلا رفت و در محنت‌های اهل‌بیت شریک بود. وی پس از بازگشت به مدینه، به‌احتمال زیاد دوباره همراه حضرت زینب (س) به شام برگشت و پس از وفات در باب الصغیر (سوریه کنونی) دفن شد.

شهربانو، مادر محمدبن ابی سعید

در روز عاشورا طفلی از سراپرده بیرون آمد. دو گوشواره از مروارید در گوش داشت. از وحشت و حیرت به ‌جانب چپ و راست نگاه می‌کرد. چنان از آن واقعه هولناک در بیم و اضطراب بود که گوشواره‌هایش از لرزش سر و تن او لرزان. در این حال به ناگاه هانی بن ثبیت بر او حمله کرد و او را با شمشیر قطعه ‌قطعه کرد. در وقت شهادت آن طفل شهربانو ایستاده و مدهوشانه نظر می‌کرد و یارای سخن گفتن و حرکت کردن نداشت. آن طفل محمدبن ابی سعید بود.

منابع:ویکی پدیا/ویکی شیعه/خبرگزاری مهر/خبرآنلاین/دانشنامه اسلامی/سایت مشرق/پرسمان

 

نویسنده

پروانه مرادی سبزوار

پروانه مرادی سبزوار

نظر دادن

Please publish modules in offcanvas position.