داستان کوری ما

امام زمان امام زمان

داستان کوری ما مطلب ویژه

توسط / مهدویت / جمعه, 23 خرداد 1399 22:02

هوالطیف
آقا را در خواب دیده بود در یک بازار شلوغ پشت یک پنجره، آقا جمعیت را نشان میداد که هر کدام در خلوت برای ظهور دعا میکردن، شاید در ظاهر زیبا بود اما این دعاها باطنی داشت که سراسر شرمندگی بر چهره آدم بر جا میگذاشت... هر کس دعای فرج میکرد ولی یکی به خاطر مالش، یکی به خاطر اولادش و یکی به خاطر خودش...

از آن پس هر وقت در دنیای واقعی در سختیهایش دعای فرج میخواند خجالت می کشید. از روی صاحب الزمانش... از روی آقای مهربانی که شاید لحظه لحظه عمرش در غیبت و تنهایی برایش دعا کرده بود و حالا او در سختیهایش یاد مولایش می افتاد...
عجب... عجب نفسی دارد انسان و عجب بی وفاییم به آقایمان...
واقعا چقدر دلتنگش می شویم... یعنی نمیشود ندیده عاشق شد. ندیده که بی انصافی است. حاج آقا دولابی می گفت: «بچه دستش را از دست پدر رها کرده و گم شده می گوید: پدرم گم شده است. ما مثل بچه‌ای هستیم که پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می‌کنند. بچه جلب ویترین مغازه‌ها می‌شود و دست پدر را رها می‌کند و در بازار گم می‌شود و وقتی متوجه می‌شود که دیگر پدر را نمی‌بیند، گمان می‌کند پدرش گم شده است. در حالی که در واقع خودش گم شده است. انبیاء و اولیاء پدران خلق اند و دست خلائق را می‌گیرند تا آنها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند. غالب خلائق جلب متاع‌های دنیا شده‌اند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شده‌اند. امام زمان (عج) گم و غایب نشده است ما گم شدیم و محجوب گشته‌ایم. امام غایب نیست، تو نمی بینی آقا را. او حاضر است. چشمت که اسیر دنیا شده اگر از دنیا دست بردارد، آقا را می بیند. خلاصه نگو آقا غایب است. تو نمی بینی.»
و این است داستان کوری ما و چه بی توفیقیم، نه! و چقدر خودمان را بی توفیق و محروم کرده ایم که آقایمان را دادیم به دنیایی که جز جفا و بدی در حقمان کاری نکرد...
و چه خوب میگفت حاج سید مرتضی که "انسان اهل ولایت است و در باطن خویش با حق پیوند دارد. اما آنچه که او را از حق باز میدارد جاذبه خاک است که به سوی پایین می کشد و اینچنین فطرت او محجوب می ماند و کدورت گناه صفای باطن او را که آیینه نور حق است می پوشاند و نورالانوار رب در آن تجلی نمی یابد.»
و در آخر می رسد مولایی که به داد همگان خواهد رسید و کاش آن روز، روزهایی را به خاطر آوریم که از دوری آقا فقط و فقط به خاطر خود آقا درد کشیدیم...
اللهم عجل لولیک الفرج

 

1- برگرفته از کتاب « امام زمان (عج) در کلام اولیای ربانی»/مهدی لک علی آبادی/ ص 30
2- برگرفته از کتاب « گنجینه آسمانی»/سید مرتضی آوینی/ ص 47

 

برچسب

نویسنده

س.حجازی (نویسنده)

س.حجازی (نویسنده)

نظر دادن

Please publish modules in offcanvas position.