شرایط تدبر در قران

شرایط تدبر در قران

شرایط تدبر در قران

توسط / تدبر در قرآن / یکشنبه, 07 ارديبهشت 1399 16:02

پیشرفت های علمی در قران حاضر بیشتر مرهون بازگشت روح مباحثه و مشاهده است

انسان در روزگار پیشین ، بدون عنایت و توجه کافی از برابر پیدیدهای عالم طبیعت می گذشت ولی ،آنچنان که باید در صدد کشف قوانین طبیعی نبود. پس از دوران عصر جدید کم کم روح پژوهش و مشاهده دقیق پدیدهای عالم طبیعت در میان دانشمندان قوت گرفت می توان مشاهده دقیق و باریک بینی علمی را در مورد قران نیز به کار بست و هر بار از خود رسید چرافلان کلمه ، با شکل و صیغه معین ، به کار رفته ولی در جای دیگر به گونه ی دیگری استعمال شده .طبعا این نوع بررسی دقیق مطالعه قرانی ثمر بخش و سازنده خواهد بود.
تا مل و شکیبایی :
اندیشه آدمی تا حدودی به شعاع خورشید شباهت دارد .بر همه جا دمی تابد ولی قادر نیست بسوزاند . ولی همینکه شعاعی از خورشید از ذره بین شروع به تابیدن کند نه تنها کاغذ بلکه بسیاری از چیزها را می سوزاند.
اندیشه ادمی همین گونه است انچه اهمیت دارد کمیت آن نیست بلکه
راه درست اندیشی از مجرای تامل و شکیبایی می گذرد. ولی در اینجا ذکر یک نکته لازم است. گاه پژوهشکر آیات قرآنی سوالاتی مطرح می کند ولی در پیرامون ظواهر قرآن در اندیشه فرد می رود ولی فورا به پاسخ دلخواه نمی رسد در این هنگام او نباید ناامید شود بلکه باید صبر کند.
عدم شتابزدگی در پذذیرفتن افکار
پژوهشگر نباید به جلوه ای خود را گم کند فورا یک فکر را بدون تعمق در صحت و سقم آن بپذیرد . پزوهشگر در خلال تدبر در قرآن از دو نوع فکر باید خود را برحذر دارد
1) افکار قالبی : یعنی آن دسته اندیشه هایی که به ظاهر مقبول و پذیرفته شده که عرف و عادت انها در نظر ما مسلم جلوه داده ولی چه بسا که از نظر محتوا نا معقول است و با بررسی عمیق باید ارزیابی شود.
2) افکار شخصی: آدمی به صرف خود فریفتگی با حب ذاتی ، افراطی و عجب نفس ساخته و پرداخته ی خود را پیش از اندازه ارج می دهد و بی انکه تمام جوانب امر را بسنجد در قبول آرا شخصی خود شتابزدگی به خرج می دهد پس بر انسان است که هر چه در نظر خاموش می آید فورا نپذیرد و آنچه در نظر او جالب می نماید با صبر و حوصله بسنجد.

شاگردی در محضر قرآن:
بر پژوهشگران قرآن واجب است که در برابر قرآن ، خاضعانه ، زانو بزند و خود را با آن منطبق سازد نه اینکه قرآن را مطابق با آرا خود نماید و قرآن را بر افکار خویشتن حاکم کند.
رجوع به مصادر:
قرآن را از مراجع و منابع کتب لغت با تفاسیر معتبر و روایات امامان کسب کنید.وگرنه امکان دارد انسان به جای اینکه اندیشه ی نو داشته باشد از یک آیه استنباط نادرست داشته باشد و هم دیگران را گمراه کند.

اعتناد به نفس:
انسان باید خود باختگی را از خود به دور بسازد و خود ساختگی را ریشه خود کند . خود را کوچک نداند و شخصیت خویش را در افکار و آرادیگران محو و نابود نگرداند. بدون شک آرای مفسران گذشته چراغی به سوی راه ماست.ولی نباید حرف های ان ها را دربست بپذیریم .
درک استنباط جزیی و بریده از قرآن :
نظر ناقص و شکسته در هر چیز نمی تواند نشادهنده ی آن نمی تواند باشد و به عبارت دیگر جز نمی تواند درباره کل داوری کند.
قرآن کریم گاه در معرض این نظر سطحی یا بریده به تفسیرهای ناقص و جدا از کل واقع شده است. با اینکه امامان توصیه کرده اند بعضی از آیات قرآن بعضی دیگر را تفسیر می کنند. یعنی ما را به نظر کامل و جامع و هدایت کننده در مورد قرآن دعوت کرده اند . نسل امروز قران را به شکلی جدا و جدا و دور از سایر آیات تفسیر و تحلیل کرده و مفاهیمی از آن بیرون کشیده که خداوند آن را در کتاب خود تایید نفرموده .
جدا کردن عبارت قرانی از سیاق سخن:
سیاق سخن یعنی جو عمومی که واژه در متن آن قرار دارد گاه یک کلمه بی انکه در ظاهر تغییر کند ممکن است بر حسب سیاق کلام دو معنی متضاد بدهد در قرآن نیز بر حسب مورد و مقام حاکم در کلام ممکن است یک فعل معنای دستوری یا تهدید یا استهزا بدهد . حال برای هر کدام مثالی می زنیم .
أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّیْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُودًا1
نماز را از ابتداي تمايل خورشيد به جانب مغرب [که شروعِ ظهرِ شرعي است] تا نهايت تاريکي شب بر پا دار، و [نيز] نماز صبح را [اقامه کن] که نماز صبح مورد مشاهده [فرشتگان شب و فرشتگان روز] است.
در این آیه فعل امر (اقم) به معنای دستوری می باشد.

فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِیهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَلا ذَلِکَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ2
پس شما هم آنچه را مي خواهيد، به جاي او بپرستيد. بگو: بي ترديد زيانکاران [واقعي] کساني هستند که روز قيامت سرمايه وجودشان و کسانشان را به تباهي داده باشند؛ آگاه باشيد! که آن همان زيان آشکار است. ( 15 )
در این آیه فعل امر (فاعبدوا) معنای تهدید می دهد.2
ذُقْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْکَرِیمُ3
[و بگوييد:] بچش که تو همان ارجمند و بزرگواري!!
در این آیه فعل امر « ذق» به معنای استهزا می باشد.
1

 

و نیز گویند شخصی آیه ی وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُمَا جَزَاءً بِمَا کَسَبَا نَکَالا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ4
و دست مرد و زن دزد را به کيفر کار زشتي که مرتکب شده اند به عنوان مجازاتي از سوي خدا قطع کنيد؛ و خدا تواناي شکست ناپذير است.
را با « الله غفور رحیم» خوانده بود . ولی شخصی دیگر فورا او را تصحیح می کند و می گوید «غفور رحیم » با سیاق عبارت یعنی قطع ید مناسبت ندارد و درست این است که والله عزیز حکیم بگویی. گفت : آری ، ذرست گفتی او به عزت خود دسگیری می کند . و به حکت خود دست او را می برد .
از مثال ها فوق چنبن بر می آید که دقت در سیاق عبارت عامل تعیین کننده و مهمی است.برای فهم قرآن ، مسلمانان اولیه نیز با الهام از همین معنا قرآن را می فهمیدند. ولی بعدها نسل هایی پدیدار شدند که واژه یا عبارتی را از متن کلام بریدند و (کلوا و شربوا) را در گوش گرفته و (لا تسرفوا) را فراموش کردند.
این گونه تلاوت های نیمه کاره خطرهای عظیمی در بر دارد که ما به پاره ایی از آنها اشاره می کنیم:
در قلمرو عمل :
در قرآن آمده است
وَأَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ5
و در راه خدا انفاق كنيد و [با ترك اين كار پسنديده، يا هزينه كردن مال در راه نامشروع] خود را به هلاكت نيندازيد، ونيكى كنيد كه يقيناً خدا نيكوكاران را دوست دارد .
این بخش جزئی از سوره ی بقره است که شعار جماعتی تن آسا و تنبل می باشد و هنگامیکه به آنان می گویند از مال خود در راه خود انفاق کنید بی درنگ پاسخ می گویند که چرا مال خود را بیهوده تباه کنیم ؟
خداوند می فرماید :خود را به دست خود در هلاکت نیندازید .هر گاه به آنان پیشنهاد شود بیایید در راه خدا مبارزه و با ستمکاران بجنگید می گویند ما را به این امور چه کاری است ؟مگر دیوانه ایم که وقت خویش به هرزه بر باد دهیم این کار همان هلاکتی است که خداوند ما را از آن باز داشته است ، این است نتیجه منطق نادرست . آنهایی که قران را تجزیه و عبارتی را تفکیک به دور از متن و سیاق کلام قرانی معنی می کنند.
در قلمرو عقیده :
خداوند در قرآن می فرماید :
وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ6
و يهود گفتند: دست [قدرت] خدا [نسبت به تصرّف در امور آفرينش، تشريع قوانين و عطا کردنِ روزي] بسته است.
آنجاییکه از قرآن تفسیر بریده بریده می کنند و فاقد دید کلی هستند از این آیه که دست های خدا بسته است سو تعبیرکرده اند و گفته اند خدا دارای دست و صورت و چشم است . باید توجه داشت که کلمه " دست " گاه در معنای حقیقی و گاه در معنای مجازی استعمال می شود. چنان که اگر بگویند دست فلانی بسته است معلوم است که مراد همین عضو معین است که از گوشت و پوست درست شده و به آرنج منتهی می شود ولی هنگامیکه می گویید فلانی دست تنگ یا دست و دلباز است معلوم است که واژه "دست" بر معنای مجازی ان به کار رفته است پس در آیه ی شریفه ی قرآن
آیا در فهم این آیه باید در لفظ و معنای غیر مجازی آن پافشاری کرد ؟
هرگز . این امر خلاف زبان عربی و علم معنای است . زیرا منظور در این جا حمایل کردن ، دست به گردن نیست بلکه مراد رعایت حد وسط و پرهیز از افراط و تفریط ، یعنی بخل و اسراف است.
در قلمرو واژه شناسی:
الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ / وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یَسْجُدَانِ7
خورشيد و ماه با حسابي [منظم و دقيق] روانند؛
و گياه و درخت همواره [براي او] سجده مي کنند؛

طبعا نمی توان انتظار داشت که در این آیه واژه نجم به معنای ستاره باشد زیرا اگر خدا می خواست دو چیز خرد و بزرگ را نقطه مقابل یکدیگر بیاورد مثلا ذره و کهکشان را می آورد اما در آیه بعد سخن از خورشید و ماه رفته که دو آفریده خداوند هستند منتها در آسمان . اینک بهتر است که از دو آفریده زمینی یاد کنند که در عین حال نوعی تقابل در خردی و بزرگی نظیر درخت تناور در برابر گیاه بی ساقه یا بوته با همدیگر داشته باشند و اگر بگوییم مراد از نجم ستاره است از سه مخلوق سماوی و یک مخلوق زمینی یاد گرده ایم که این بر خلاف بلاغت است در اینجا بی مورد نیست که دو مطلب را خاطر نشان کنیم :
1) هر چند سیاق قرآنی عامل بسیار مهمی در درک معنی آیات است ولی از شان نزول ایات و نقش یاری دهنده روایات و تفاسیر نباید غافل شد
2) اگر فرضا روایات صحیح معارض یا سیاق قرآن یجلوه نمود باید از خود پرسید شاید سیاق عبارت قرآنی غیر از ان باشد که ما فکر کرده ایم . و فرق است میان یاق واقعی و سیاق موهون

11)اسرا/78
2)زمر/15
3) دخان/49
4) ماِئده /37
5) بقره / 195
6) مائده /64
7)الرحمن/5و 6

منبع: قرآن شناسی / محمد مهدی فولادوند

نویسنده

ن.پاکتچی

ن.پاکتچی

نظر دادن

Please publish modules in offcanvas position.