پیامبر صلی الله علیه و آله و غدیر از دیدگاه رهبری۳

پیامبر صلی الله علیه و آله و غدیر از دیدگاه رهبری۳

پیامبر صلی الله علیه و آله و غدیر از دیدگاه رهبری۳ مطلب ویژه

توسط / اهل بیت / یکشنبه, 31 فروردين 1399 11:51

بسم الله الرحمن الرحیم
در ادامه مبحث پیامبر صلی اله علیه و آله از دیدگاه مقام رهبری و بعد از بحث بعثت و شالوده ریزی نظم و حراست از نظام اسلامی، نوبت به تثبیت نظام اسلامی می رسد که بسیار مهم می باشد؛ حال سوال این است که تثبیت نظام اسلامی چگونه صورت می گیرد:

تثبیت نظام اسلامي
بدون شک برای نظامی همچون اسلام ، با آن همه مخالف، لازم است تا تدابیری اندیشیده شود تا بعد از در گذشت ملکوتی پیامبر هم بتوان ازین نظام استفاده کرد و به آن تمسک جست لذا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در آخرین حج خود باز هم در مورد جانشین خودشان صحبت کردند لذا « حادثة غدیرخم یک حادثة بسیار مهم و تعیین کنندة تاریخ اسلام است، به این حادثه از دودیدگاه و از دو بعُد میشود نگاه کرد .یک بعد مخصوص شیعه است ،یک بعد متعلق به همة فرق اسلامی است. با توجه به بعد دومِ این حادثه، باید این روحیه و این احساس در همة مسلمانهای عالم به وجود بیاید که عید غدیر که یادآور این حادثة بزرگ است فقط متعلق به شیعه نیست .
بعُد اولِ حادثه همان طور که گفته شد مخصوص شیعیان است، زیرا در این حادثه امیرالمؤمنین به وسیلة پیغمبر به خلافت منصوب شده است و در همان روز و در همان ماجرا کسانی از رسول خدا پرسیدند که ای رسول خدا آیا این اعلام از طرف توست یا از طرف خدا؟ فرمود:« مِن الله وَ رَسوله » یعنی هم امر الهی است و هم از سوی من است. این حادثه را از این دید، شیعیان بزرگ می دارند که اعتقاد شیعه - یعنی خلافت بلافصل امیرالمؤمنین - بیشتر از همة دلایل ، مستند به این حادثه است. البته بحث در باب استنباط و استدلال به این حادثه در کتاب های فراوان و متعدد در طول تاریخ اسلام از روز اول تا امروز ادامه داشته و من قصد ندارم که دربارة این مطلبی که هزاران زبان و قلم دربارة آن گفتند و نوشته اند چیزی بر آنها بیافزایم.
و اما بعُد دوم حادثه که از لحاظ اهمیت ،کمتر از این بعُد نیست ،یک امر مشترک بین شیعه و سنی است؛ که آن را قدری بیشتر تشریح خواهم کرد.
حادثه عبارت است از اینکه رسول خدا در سال دهم از هجرت به حج مشرّف شدند با جمعی از مسلمانان از مدینه و از سایر نقاط جزیرةالعرب که مسلمان شده بودند. در این سفر پیغمبر اکرم از ِحج خانة خدا برای بیان مفاهیم اسلامی، چه سیاسی، چه نظامی، چه اخلاقی و چه اعتقادی استفادة کامل و شایان توجهی کردند. دو سخنرانی از رسول خدا در مِنی نقل شده است که یکی، ظاهراً در روز دهم یا همان حول و حوش روز دهم هست و یکی در پایان ایام تشریق که تصریح شده و به نظر می رسد که این، دو سخنرانی است و نه یک سخنرانی. در این سخنرانی ها رسول خدا همة مطالب عمده ای را که مسلمانان باید به آن توجه عمیق بکنند ، تقریباً بیان کردند و عمدتاً مسائل سیاسی است. انسان به خوبی درک می کند این کسانی که امروز در دنیای اسلام ، حج را جدای از مسائل سیاسی قلمداد می کنند و تصور می کنند که در حج فقط باید عبادت به معنای رایج و عادی آن داشت و هر کار سیاسی را خارج از قوارة حج به حساب می آورند، چقدر از تاریخ اسلام و از سیرة نبی اکرم دور و بیگانه اند.
مطالبی که رسول خدا در این سخنرانی ها بیان کردند ،که در نوع کتب شیعه و سنی هم نقل شده، اجمالی از این مطالب، اینهاست. اولاً دربارة جهاد حرف می زنند و جهاد با مشرکین و کفار را مطرح می کنند و اعلام می کنند که این جهاد ادامه خواهد داشت تا وقتی که کلمة «لا اله الّا الله» همه گیر بشود. دربارة وحدت اسلامی رسول خدا در این سخنرانی ها مطالبی را بیان فرمودند و تصریح کردند که مسلمانها مبادا دچار جنگ داخلی بشوند و بر وحدت مسلمین و انسجام مسلمین اصرار ورزیدند. در مورد ارزش های جاهلیت، با بیان صریحی، تصریح کرده اند که این ارزشها از نظر اسلام ناچیز و صفر محسوب میشود و ارزش نیست« ،ألا وَ كُلُّ مَأثرهٍ فىِ الجاهِليةِّ تحَتَ قدَمَىَّ هَاتَین» هر ارزشی و هر شرافتی که در جاهلیت ارزش محسوب می شد را من در این لحظه زیر پای خودم قرار دادم؛ ارزش های جاهلی را به کلی نفی کردند .
اختافات مالی ای که بین مسلمانها از دوران جاهلیت باقی مانده بود، مثالً کسی به کسی قرض داده بود، از او بهرة پول خودش را و ربای مال خودش را طلبکار بود نفی کردند، نسخ کردند« .ألا وَ إنّ كُلَّ رِباّ مِنَ الجاهِليةِّ فهُو تحَتَ قدَمَىَّ هَاتيَن1» و اولین بهرة پولی که، اولین طلب رَبوَی ای که من برمی دارم طلبهای ربوی عمویم عباس است که در جاهلیت ایشان قرض می داده و طلبکار بوده از خیلي ها فرمودند اینها را من برداشتم، نسخ کردم. ارزش تقوا را به عنوان برترین ارزش اسلامی باز تکرار کردند و تصریح کردند که هیچکس بر هیچ کسِ دیگر جز به برکت تقوا و پرهیزگاری ترجیحی ندارد. لزوم نصیحت ائمةالمسلمین یعنی دخالت در مسائل سیاسی و اعلام نظر به زمامداران و پیشوایان را مطرح کردند و آن را به عنوان یک فریضه اعلام کردند ،که همة مسلمین موظفند به زمامداران اسلامی نظرات خیرخواهانة خودشان را بیان کنند و اعلان کنند .
مسائل عمدة سیاسی و اجتماعی جهان اسلام را پیغمبر اکرم در این سخنرانی ها بیان کردندو در همین سخنرانيها حدیث «ثقَلین» را هم ذکر کردند ،که حدیث ثقلین این است کِه فرمودند: من وقتی از میان شما رفتم، دو چیز گران بها در میان شما می گذارم« كِتابَ الله وَ عِترَتى» قرآن را و عترتم را. بعد دو انگشت سبابه شان را پهلوی هم قرار دادند و فرمودند: آن دو مثل این دو هستند ،که دو انگشت سبابه هیچ تفاوتی با همدیگر ندارند. بعد فرمودند: مثل این دو نیستند، انگشت سبابه و وُسطای یک دستشان را بلند کردند، گفتند من عترت و کتاب را مثل این دو نمی دانم که انگشت سبابه و وُسطی، یکی از یکی بلندتر است؛ بلکه مثل دو انگشت سبابه اند که هیچکدام برآن دیگری ترجیحی ندارد.
و مسئلة عترت را مطرح کردند. بعد از اینکه اعمال حج انجام گرفت بلافاصله راه افتادند طرف مدینه. در بین راه در سر یک سه راهی که باید قوافل مدینه از قوافل یمن از هم جدا می شدند . محلی به نام غدیرخم، حضرت ایستادند و درحالی که نقل می کنند شاهدان و حاضرانِ حادثه که هوا به قدری داغ بود که اگر گوشت را روی زمین می انداختند کباب می شد، در یک چنین وضعیتی حضرت می روند روی بلندی می ایستند تا مردم تدریجاً جمع می شوند، وقتی می بینند همه جمع شدند، بعد مسئلة ولایت را« و مَن كُنتُ مَوله فهَذا عَلىٌّ مَوله » را اعلان می کنند و دست علت اینکه پیغمبر عترت را در کنار قرآن میگذارد، هم در سخنرانی منی و در حدیث ثقلین که حدیث ثقلین ظاهراً بارها هم از پیغمبر صادر شده و هم در حدیث غدیر و در واقعة غدیر تکیة روی امیرالمؤمنین و شخص او علت اینکه این رابطه را برقرار میکند، از جمله این است که مردم در طول زمان اولاً یک نمونه های کامل از انسان طراز اسلام، از انسان مقبول و مورد پذیرش اسلام را ارائه بدهد به مردم و به همة نسلهای آینده. نمونة کامل انسان را به صورت مجسّم و عینی با حالات واضح و غیرقابل تردید در اختیار همة انسان ها بگذارد، بگوید تربیت اسلامی باید به این سمت حرکت کند و شخصیت انسانِ مسلمان، آن شخصیتی است که غایت و نمونة کاملش اینهایند. انسان هایی که طهارتشان، علمشان ،تقوایشان، درست کاري شان، عبودیتشان در مقابل خدا، احاطه شان به مسائل اسلامی، فداکاری شجاعانه شان برای تحقق آرمان های اسلامی و ازخودگذشتگی شان برای همه آشکار و واضح است. امیرالمؤمنین را به عنوان یک نمونه معرفی میکند که مردم چه مردم آن زمان، چه مردم نسل های دیگر با او پیوند برقرار کنند، رابطه داشته باشند. حالا گیرم به عنوان خلیفة بلافصل بعد از پیغمبر هم، عملاً نشد و بعد از گذشت بیست وپنج سال جانشین شد، بالاخره که خلیفة پیغمبر شد، بالاخره که مقام امامت او تثبیت شد، بالاخره که همة مسلمانها او را به عنوان آن فردی که پیشوای جامعه است قبول کردند. این خصوصیت، این پیوند، این رابطه، همة مسلمان ها را نسبت به شخصیتی که همه قبول دارند که خلیفة پیغمبر است منتها بعضی می گویند خلیفة بلافصل پیغمبر، بعضی معتقدند نه، خلیفة بعد از بیست وپنج سال این شخصیتی که همة مسلمانها او را به عنوان جانشینی پیغمبر قبول دارند باید برای همة مسلمانها به عنوان یک الگو ،یک مسطورة کامل از انسان اسلامی، جاودانه بماند. و پیوند میان او و میان مسلمانها باید تا ابد به عنوان یک رابطة فکری، رابطة اعتقادی، رابطة عاطفی، رابطة عملی باقی بماند .
امیرالمؤمنین با این دیدگاه دیگر فقط متعلق به شیعیان نیست متعلق به همة مسلمان هاست . و مخصوص امیرالمؤمنین هم نیست، بلکه عترت و خاندان پیغمبر و ائمة شیعه که اولاد امیرالمؤمنین هستند آنها هم، چون که مشمول عترت هستند، آنها هم همواره به عنوان نمونة کامل انسان اسلامی در دیدگاه مسلمانها باید باقی بمانند، این یک نکته. ثانیاً با تعیین عترت در کنار قرآن و با اعلام لزوم پیوند میان مسلمین و میان عترت، در حقیقت رسول اکرم تکلیف تحریف ها در قرآن و انحراف از مفاهیم اصلی قرآن را هم روشن کرده. آنجایی که دستگاه های زر و زور برای مصالح خودشان مفاهیم اسلامی را منحرف میکنند، قرآن را بد معنا میکنند ،مسلمان ها را گمراه میکنند، از فهم آئین اسلامی مردم را محروم میکنند، آن مرجعی، آن محوری و قطبی که باید مردم را آگاه کند که حقیقت چیست، مفهوم و معرفتِ درست کدام است و مردم را از گمراهی نجات بدهد، و مردم باید حرف او را گوش کنند، او عترت است .
و این همان چیزی است که امروز برای دنیای اسلام یک ضرورت و یک امر لازم است .امروز همة مسلمان ها احتیاج دارند که از معارف اسلامی که از طریق اهلبیت پیغمبر می رسد استفاده کنند، فرق نمی کند که معتقد باشند به امامت بلافصل امیرالمؤمنین و امامت اولاد او یا معتقد نباشند. البته شیعه عقیدة حق و مستفاد قطعیِ از این حدیث را خلافت بلافصل می داند و به او معتقد و پایبند است. آنهایی هم که به این عقیده پایبند نیستند یعنی برادران اهل سنت ارتباط و پیوند فکری و عقلانی و اعتقادی و عاطفی خودشان را ازخاندان پیغمبر و از امیرالمؤمنین باید قطع نکنند. لذا مسئلة غدیر از این بعُد دوم که بعد ایجاد پیوند میان علی بن ابي طالبعلیه السلام و عترت پیغمبر با آحاد مسلمانهاست، مال همة مسلمانهاست.۱۳66/۵/۲۳
مسئلة غدیر یک مسئلة تاریخیِ صرف نیست؛ نشانه ای از جامعیت اسلام است. اگر نبی مکرم که در طول ده سال ،یک جامعة بدویِ آلودة به تعصبات و خرافات را با آن مجاهدت های عظیمی که آن بزرگوار انجام داد و به کمک اصحاب باوفایش به یک جامعة مترقّی اسلامی تبدیل کرد، برای بعد از این ده سال فکری نکرده بود و نقشه ای در اختیار امت نگذاشته بود ، این کار ناتمام بود. رسوباتِ تعصباتِ جاهلی به قدری عمیق بود که شاید برای زدودن آنها سالهای بسیار طولانی نیاز بود. ظواهر، خوب بود؛ ایمان مردم، ایمان خوبی بود. البته همه در یک سطح نبودند، بعضی در زمان وفات پیغمبر اکرم یک سال بود، شش ماه بود، دو سال بود که اسلام آورده بودند؛ آن هم هیمنة قدرت نظامی پیغمبر همراه با جاذبه های اسلام، اینها را به اسلام کشانده بود. همه که جزو آن مسلمانان عمیقِ دوران اول نبودند. برای پاک کردن رسوبات جاهلی از اعماق این جامعه و مستقیم نگه داشتن خط هدایت اسلامی بعد از ده سالِ زمان پیغمبر ،یک تدبیری لازم بود. اگر این تدبیر انجام نمی شد،کار ناتمام بود. اینکه در آیة مبارکة سورة مائده می فرماید: «اليوَمَ أكمَلتُ لكَم دينكَم وَ أتمَمتُ عَليكُم نعِمَتي »، تصریح به همین معناست که این نعمت - نعمت اسلام، نعمت هدایت، نعمت نشان دادن صراط مستقیم به جامعة بشریت - آن وقتی تمام و کامل می شد که نقشة راه، برای بعد از پیغمبر هم معین باشد؛ این یک امر طبیعی است. این کار را پیغمبر در غدیر انجام دادند؛ امیرالمؤمنین را که از لحاظ شخصیت - چه شخصیت ایمانی، چه شخصیت اخلاقی، چه شخصیت انقلابی و نظامی، چه شخصیت رفتاری با قشرهای مختلف افراد - یک فرد ممتاز و منحصربه فردی بود، منصوب کردند و مردم را به تبعیت از او موظف کردند .
این هم فکر پیغمبر نبود، این هدایت الهی بود، دستور الهی بود، نصب الهی بود؛ مثل بقیة سخنان و هدایتهای نبی مکرم که همه، الهام الهی بود. این دستور صریح پروردگار به پیغمبر اکرم بود، پیغمبر اکرم هم این دستور را عمل کردند. مسئلة غدیر این است؛ یعنی نشان دهندة جامعیت اسلام و نگاه به آینده و آن چیزی که در هدایت و زعامتِ امت اسلامی شرط است .
آن چیست؟ همان چیزهایی که شخصیت امیرالمؤمنین، مظهر آنهاست ، یعنی تقوا، تدیّن ،پایبندی مطلق به دین، ملاحظة غیر خدا و غیر راه حق را نکردن، بی پروا در راه خدا حرکت کردن، برخورداری از علم، برخورداری از عقل و تدبیر، برخورداری از قدرت عزم و اراده. این یک عمل واقعی و درعین حال نمادین است. امیرالمؤمنین را با همین خصوصیات نصب کردند، درعین حال این نماد زعامت امت اسلامی در طول عمر اسلام -هر چه که بشود - همین عمل است؛ یعنی نماد زعامت و رهبری اسلامی در طول زمان همین است، همان چیزی که در انتخاب الهیِ امیرالمؤمنین تحقق پیدا کرد. غدیر ،یک چنین حقیقتی است.۱۳8۵ «/۱۰/۱8
منابع: کتاب انسان 250 ساله مقام معظم رهبری (دامت برکاته)

نویسنده

فاطمه صالحی (سطح دو حوزه - لیسانس)

فاطمه صالحی (سطح دو حوزه - لیسانس)

نظر دادن

Please publish modules in offcanvas position.