تدبّر در قرآن مجید

تدبّر در قرآن مجید

تدبّر در قرآن مجید مطلب ویژه

توسط / تدبر در قرآن / سه شنبه, 29 بهمن 1398 ساعت 12:08

تدبّر در قرآن مجید
در راس مشکلاتی که امت اسلام را در برخورد با قرآن ، در این روزگار به رنج انداخته مطالعه ی سطحی این کتاب عزیز است . امت اسلام چنین می پندارد که گویی سر و کار او با مشتی حروف و کلمات است نه مفاهیمی زنده از جنبش و حیات.هر بار که آدمی به خواندن قرآن می رپردازد همّ بزرگ او این است که هر چه زودتر قرآن را تمام کند و مردم می نگرند که چند صفحه دیگر باقی مانده و هنگامیکه قرآن را ختم کرد کارش تمام شده و نفس راحتی می کشد .

در زهن بسیاری از مردم این اندیشه رسوخ کرده که قرآن کتاب خدا و فوق ادراک بشری است و از آن برای شفای چشم و گوش درد و بدرقه راه مسافر استفاده می شود.
زندگی ماشینی ما را به سرعت معتاد کرده و از آن چه نیاز به پژوهش دارد و مایه رنج و تلاش است باز مانده ایم و نیز فراموش نکنیم که نسل معاصر ما با لغت عربی اصیل بیگانه شده است و بیهوده نیست که از درک برخی از واژه های قرآنی حقیقی ناتوان شدیم. همه ی این عوامل مایه جدایی امت مسلمان از قرآن و مفاهیم آن است.
تدبّر یا تحجر؟
آیا تدبّر در قرآن روا ست . واقعیت این است که در روزگاری که ما در آن زندگی می کنیم این پرسش بسیار طبیعی است که برای پاسخ به آن به قرآن و روایات مراجعه می کنیم .
1) قرآن: در بسیاری از ایات قرآن با صراحت تمام «دعوت به تدبّر »ذکر شده است.
«کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ»«اين کتاب پربرکتي است که آن را بر تو نازل کرده ايم تا آياتش را تدبّر کنند»1
«أَفَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ»«آيا در قرآن نمي انديشند»2

2) روایات:

 

امام علی (ع) در تفسیر سخن خدا ( وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلا )3 فرمود: آن را با روشنی بیان کن و چون شعر به سرعت مخوان و چون ریگ آن را پراکنده مساز . بگذارید تا قرآن دل های سخت شما را تکان دهد. و تنها همّ شما این نباشد که سوره را زود به پایان رسانید. 4
قرآن پیام خداست به انسان و برای مردم رهنمود و روشنگری است . قرآن تمام بشر را به مبارزه یا تحدی فر خوانده که اگر می توانید یک سوره نظیر آن را بیا ورید و این خود حجتی بر حقانیت رسالت پیامبر (ص) می باشد. پس معنای این سخن ان است که مردم عرب قرآن را از روی ظواهر قرآن درک می کردند و اگر بنا بود این کتاب مجموعه ای از چیستان و معما باشد دعوت به معارضه دیگر معنا نداشت و اعجاز قرآن ثابت نمی شد.
روش تدبّر در قرآن :
الف) معنی واژه:
قرآن از کلمات تشکیل شده است همان گونه که یک بنا از خشت یا آجر تشکیل پیدا کرده است . پس نادرست نیست که اگر بگویی گه گام نخستین در تدبر قرآن فهم واژه کتاب آسمانی است . بسیاری از خوانندگان قرآن یا معانی واژه ها را درک نمی کنند یا آنها را به گونه مخلوط درک می کنند. بر ماست که از فهم تقلیدی الفاظ عربی باز گردیم و به راهی رویم که در آن معنای عام تری از هر واژه در ذهن ما نقش می بندد و راه بیرون شدن از این دشوار لزوم مراجعه به ریشه لفظ و در نظر گرفتن تمام مشتقات و خانواده صرفی آن واژه می باشد. مثلا واژه یعرشون ، معروشات ، عریش همه از مشتق عرش گرفته شده اند. که در همه ی آنها معنی بنای فوقانی چه در سریر یا تخت القا می شود.
ب) اختیار کلمه :
در قرآن هر لفظی جای مناسب و معینی خود قرار دارد به نحوی که هیچ کلمه دیگر نمی توان به جای آن قرار داد. چرا که اولا نقض عرض می شود و در ثانی ابعاد و سایه های لطیف آن واژه از میان می رود. در ماجرا زکریا موقعی که فرشتگان تولد یحیی را به او بشارت می دهند قرآن چنین می گوید : (قَالَ رَبِّ أَنَّى یَکُونُ لِی غُلامٌ وَقَدْ بَلَغَنِیَ الْکِبَرُ وَامْرَأَتِی عَاقِرٌ قَالَ کَذَلِکَ اللَّهُ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ )5
( گفت: پروردگارا! چگونه براي من پسري خواهد بود، در حالي که پيري به من رسيده و همسرم نازاست؟ خدا فرمود: چنين است [که مي گويي، ولي کار خدا مُقيّد به علل و اسباب نيست] خدا هر چه را بخواهد [با مشيّت مطلقه خود] انجام مي دهد)
ولی هنگامی که در داستان مریم و بشارت دادن ملائکه به او درباره ی تولد حضرت عیسی (ع) سخن به میان می آید می فرماید (قَالَتْ رَبِّ أَنَّى یَکُونُ لِی وَلَدٌ وَلَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ قَالَ کَذَلِکِ اللَّهُ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ)6
([مريم] گفت: پروردگارا! چگونه براي من فرزندي خواهد بود، در حالي که هيچ بشري با من تماس نگرفته؟! [خدا] فرمود: چنين است که مي گويي [ولي کار خدا مُقيّد به علل و اسباب نيست،] خدا هر چه را بخواهد [با مشيّت مطلقه خود] مي آفريند،)
. پرسشی که در اینجا به وجود می آید این است که چرا در مورد زکریا فرمود :«یفعل ما یشا »و در مورد حضرت عیسی فرمود «یخلق ما یشا»
پاسخ این است که در مورد زکریا عوامل ولادت به طور طبیعی وجود داشت (حضور زن و شوهر) منتها مشکل نازایی زن و پیری شوهر در میان بود که خداوند این مشکلات را حل کرد لذا فرمود (یفعل) ولی در مورد عیسی عوامل ولادت به طور طبیعی در میان نبود لذا زایش حضرت مریم به صورت اعجاز آمیزی صورت گرفته به همین دلیل از کلمه ی (خلق) استفاده شده است.

ج)جای واژه :
همان گونه که در نظام هستی هدف وجود دارد و موجودات از جمله کوه و دریا و درختان همه در تسبیح هستند و از ذره خرد تا بزرگ به سوی مقصد شتابانند و هیچ چیز زاید و بی فایده نیست در نظام قرآنی هر کلمه و جمله و حرفی نقش ویژه ای ایفا می کند . به قسمی که یک زاید وجود ندارد. همین گونه است جای ثابت و معین کلمه در قران و هدفی که از کاربرد آن در نظر بوده .به عنوان مثال در گفتگوی زکریا با فرشتگان (قَالَ کَذَلِکَ اللَّهُ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ) مراد خداوند از استعمال کلمه کذلک استمرار و سنت دیرینه حق است . و ابدا نمی توان جای آن را با تعبیراتی نظیر (الله یفعل ما یشا) یا (ان الله یفعل ما یشا) داد چرا که با وجود سن بالای زکریا و نازا بودن زنش ، خدا می خواهد به او القا کند که این امر در برابر خواست خداوند چیزی نیست که بی سابقه باشد و همواره سنت حق بر این منوال بوده است به خاطر همین کذالک بکار رفته است.
یا مثلا نام موسی به طور مجرد آمده است ولی در مورد عیسی (ع) همواره نسبت ( ابن مریم ) به اسم او افزوده شده است. چرا ؟
پاسخ ان است که قرآن می خواهد روی جنبه بشری مسیح (ع) تاکید کند و ادعای نصارا و جنبه اولوهیت او با سایر خرافات را در هم کوبد.
د) شکل خارجی :
هنگامی که بر بدن خود نظر می کنید می بینید هر عضوی در بدن دارای شکل خاصی است که با دیگر اعضا و جوارح تفاوت دارد این ویژگی در ساختمان صوری آدمیزاد عبث نیست بلکه بنابر حکمت خداست همین معنا درباره قرآن صادق است. به عنوان مثال آیه (إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ)7
(سرپرست و دوست شما فقط خدا و رسول اوست و مؤمناني [مانند علي بن ابي طالب اند] که همواره نماز را برپا مي دارند و در حالي که در رکوعند [به تهيدستان] زکات مي دهند).
این ایه در شان امام علی (ع) نازل شده و دلیل آنکه به جای «ولیکم » از واژه «اولیا ء کم » گفته نشده ، یعنی به جای جمع به صورت مفرد آمده است ، آن است که سرپرست حقیقی خدای سبحان است و جزولی دیگری نیست و ولایت پیامبر (ص) و امام ، فرع ولایت خداست و همین اعتبار پیامبر و امام که نمایندگان بر روی زمین هستند حق ندارند به میل خود جعل قانون کنند و قانون گذار واقعی خداست و دستورهای دینی از جانب او باید بر زمین فرود آید
ه) ارتباط و تسلسل:
آنچه بیشتر سخن را رسا و زیبا می کند برقرار کردن پیوند و هم بستگی و ارتباز و تسلسل در کلام است. از آنجا که قرآن اوج بلاغت و فصاحت است به ناچار چون دانه های تسبیحی که با نخی نامرئی با هم ارتباط پیدا می کنند میان کل و اجزای آیات پیوندی استوار برقرار است .برای مثال :
(إِنَّ السَّاعَةَ آتِیَةٌ أَکَادُ أُخْفِیهَا لِتُجْزَى کُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى / فَلا یَصُدَّنَّکَ عَنْهَا مَنْ لا یُؤْمِنُ بِهَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَتَرْدَى)8
(بي ترديد قيامت که مي خواهم زمان وقوعش را پنهان بدارم، آمدني است، تا هر کس را برابر تلاش و کوششي که مي کند، پاداش دهند/)
پس مبادا آنکه از هواي نفسش پيروي کرده و [به اين سبب] به قيامت ايمان ندارد، تو را [از توجه به آن] باز دارد که هلاک مي شوي

پیوندی که میان (من لا یومن بها) و ( اتبع هوی ) وجود دارد علاقه سببیه است .چرا که پیروی از هوس سبب می گردد که ادم به روز جزا و قامت انکار ورزد و ایمان به آخرت را مانع غرایز سرکش خود می داند اما علت آنکه اتبع به صیغه ماضی و تعبیر ( من لا یومن بها) به صیغه مضارع آمده برای آن است که پیروی از هوس زمینه قبلی برای انکار آخرت فراهم می آورد .

ح) تصنیف :
مراد از تصنیف تقسیم آیات قرآنی است با رعایت ابعاد زمانی و وجوه اجتماعی . برای مثال :
(قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلا نَعْبُدَ إِلا اللَّهَ وَلا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ)9
(بگو: اي اهل کتاب! بياييد به سوي سخني که ميان ما و شما يکسان است [و همه کتاب هاي آسماني و پيامبران آن را ابلاغ کردند] که جز خداي يگانه را نپرستيم، و چيزي را شريک او قرار ندهيم، و بعضي از ما بعضي را ارباباني به جاي خدا نگيرد. پس اگر [از دعوتت به اين حقايق] روي گرداندند [تو و پيروانت] بگوييد: گواه باشيد که ما [در برابر خدا و فرمان ها و احکام او] تسليم هستيم).
در این سوره یکتا پرستی خالص که زیر بنای تمام ادیان توحیدی است عرضه شده است و من باب اتمام حجت به مسیحیان و یهودیان پیشنهاد شده که چرا با یکدیگر اختلاف دارید مگر نه این است که همه ی ما به خدای یکتا معتقدیم .جدایی میان ما جز شهوات و شرک پنهان و انواع بت های اجتماعی و شخصی چیز دیگری نیست .

در نهایت باید به این موضوع توجه کرد که علاوه بر قرائت قرآن ، و خواندن ترجمه ی آیات، تفکر و تدبّر در مورد آیات هم ، از اهمیت بالایی برخوردار است. و باید تلاش کرد که با شیوه ی تدبّر در قرآن اشنا شد.

 

1)ص/ 29
2) محمد /24
3)مزمل/4
4) تفسیر برهان / ج 4 / ص 397
5) آل عمران / 40
6) آل عمران / 47
7) مائده / 55
8) طه 15/16
9) آل عمران / 64

منبع: قرآن شناسی / محمد مهدی فولادوند

نویسنده

ن.پاکتچی

ن.پاکتچی

نظر دادن

Please publish modules in offcanvas position.