نفش زنان در قیام حضرت مهدی ( عج)

نفش زنان در قیام حضرت مهدی ( عج)

نفش زنان در قیام حضرت مهدی ( عج) مطلب ویژه

توسط / مهدویت / سه شنبه, 29 بهمن 1398 12:06

نفش زنان در قیام حضرت مهدی ( عج)
ب با بررسی روایات درباره ی نقش زنان پیش و پس از ظهور حضرت مهدی (عج) به نکات قابل توجهی دست می یابیم . هر چند طبق بعضی از روایات ، اکثر پیروان دجال را یهود و زنان تشکیل می دهند 1، ولی در کنار آنان ، زنانی مومن و عفیف نیز هستند که در حفظ عقیده ی ی خود سخت کوش بوده ، از اوضاع پیش از ظهور بسیار متاثرند.

برخی از زنان از ثبات قدم و روحیه ی جهاد گرانه ای برخوردارند و هر جا که می روند با جنگ تبلیغاتی علیه دجال ، ماهیت ضد انسانی او را آشکار می سازند.
بر پایه ی برخی از روایات چهار صد زن هنگام قیام مهدی (عج) ، آن حضرت را همراهی می کنند و اکثر آنها در بخش بهداشت و درمان مشغول فعالیت می باشند. البته در روایات درباره ی تعداد زنانی که به هنگام قیام حضرت با او خواهند بود ، اختلاف وجود دارد . برخی از روایات از سیزده زن نام می برند که هنگام ظهور حضرت مهدی (عج) با حضرتش می باشند و شاید آنان از کسانی هستند که از نیروهای ابتدایی مهدی (عج) می باشند. برخی از روایات نیز عدد زنانی را که به حضرت یاری می رسانند ، هفت هزار وهشتصد نفر دکر کرده است و انان زنانی هستند که پس از قیام ، حضرت را همراهی میرکنند و در کارها به ان حضرت کمک می کنند.
در کتاب فتن از ابن حماد آمده است : تعداد مومنان به هنگام خروج دجال ، دوازده هزار مرد و هفت هزار و هفتصد یا هشتصد زن هستند. 2
رسول خدا (ص) می فرماید : عیسی بن مریم در بین هشت صد مرد و چهارصد زن فرود می اید که آنان از بهترین ساکنان روی زمین و از صالح ترین مردمان گذشته هستند .3
امام باقر (ع) می فرماید : به خدا سوگند سی صد و اندی نفر خواهند آمد و پنجاه زن نیز در میان آنان است.4
مفضل بن عمر می گوید : امام صادق (ع) فرمود: همراه حضرت قائم ، سیزدخ زن هستند. عرض کردم : آنان چه می کنند و چه نقشی خواهند داشت ؟ فرمود : زخمی ها را مداوا می کنند و از بیماران پرستاری می کنند ، هم چنان که همراه رسول خدا (ص) بودند
گفتم : آن سیزده نفر را نام ببرید؟ فرمود: قنوا دختر رشید ، ام ایمن ، حبابه والیبه ، سمیه مادر عمار یاسر ، زبیده، ام خالد احمسیه ، ام سعید حنفیه ، صیانه ماشطه و ام خالد جهنیه .5
در کتاب منتخب البصاطر از دو زن به نام و تیره و احبشیه نام برده شده است که از اصحاب و یاوران حضرت قادم (عج) شمرده شده اند .6 برخی از روایات نیز تنها به همراه بودن زنان با حضرت اکتفا کرده ، و تعداشان را ذکر نکرده اند .
بررسی سابقه زنان عصر ظهور در کتاب های تاریخی :
در روایات مفضل بن عمر به روشنی تعداد زنانی که با حضرت قائم (عج) خواهند بود ، سیزده نفر ذکر کرده شده است ، ولی از این تعداد نه نفر به اسم و مشخصات معرفی شده اند. امام صادق (ع) بر این نام ها ما را بر آن داشت تا درباره ی زندگی نامه ویژگی های آنان را بررسی می کنیم و پس از تحقیق ، به نکاتی دست یافتیم که پاسخ قانع کننده ای بر راز تاکید امام صادق (ع) است.
این افراد هر کدام شایستگی هایی دارند ، اما اکثر آنان در جهاد با دشمنان خدا ، از خود لیاقت نشان داده اند .
1) صیانه:
صیانه ، همسر حزقیل و آرایشگر دختر فرعون بوده است و شوهرش حزقیل پسر عموی فرعون و گنجینه دار وی بوده است .
حزقیل ، مومن خاندان فرعون است و به پیامبر زمانش ، موسی (ع) ، ایمان آورد.
پیامبر (ص) فرمود : در شب معراج ، در سیر بین مکه ی معظمه و مسجد الاقصی ، ناگهان بوی خوشی به مشامم رسید که هرگز مانند آن را نبوییده ام. از جبرئدل پرسیدم که این بوی خوش چیست ؟ گفت : ای رسول خدا ! همسر حزقیل به حضرت موسی بن عمران ایمان آورده بود و ایمان خود را پنهان می کرد . عمل او آرایشگری در حرمسرای فرعون بود. روزی مشغول آرایش دختر فرعون بود که ناگهان شانه از دست او افتاد و بی اختیار گفت : بسم الله .
دختر فرعون گفت : آیا پدر مرا ستایش می کنی ؟ گفت : نه . بلکه آن کسی را ستایش می کنم که پدر تو را افریده است و او را از بین خواهد برد . دختر فرعون سریعا این موضوع را به پدرش اطلاع داد. فرعون صیانه را احضار کرد و به او گفت : مگر به خدایی من اعتراف نداری ؟ صیانه گفت : هرگز ، من از خدای حقیقی دست نمی کشم و تو را پرستش نمی کنم . فرعون دستور داد ، تنور مسی را برافروختند و همه ی بچه های آن زن را در حضور او در آتش انداختند. زمانی که خواستند بچه ی شیر خوارش را که در بغل داشت ، بگیرند و در آتش افکندند ، صیانه منقلب شد و خواست که با زبان از دین اظهار برائت کند که ناگاه به امر خداوند ، آن کودک به سخن در آمد و گفت : اصبری یا اماه انک علی الحق ، ای مادر صبر کن که تو راه حق را می پیمایی . فرعونیان ان زن و بچه ی شیر خوارش را در اتش سوزاندن وخاکسترشان را در این زمین ریختند و تا روز قیامت این بوی خوش ، از این زمین استشمام می شود .7
2) ام ایمن:
نام او برکه است. وی کنیز پیامبر (ص) بود که از پدر بزرگوارش ، عبدالله ، به آن حضرت به ارث رسیده بود و پرستاری رسول خدا (ص) را برعهده داشت.8
حضرت او را مادر خطاب می کرد و می فرمود : «هذه بقیه اهل بیتی »«او باقی مانده از خاندان من است . وی فرزندی از همسر اولش ، عبید خزرجی ، به نام ایمن داشت. ایمن از مهاجران و مجاهدان بود و در جنگ حنین به شهادت رسید.
ام ایمن شخصیتی است که وقتی در راه مکه و مدینه تشنگی بر او غلبه کرد و نزدیک بود از پای در آید ، دلو آبی از آسمان بر او فرود آمد و از آن نوشید و هرگز پس از آن تشنه نشد. 9
او به هنگام رحلت پیامبر (ص) بسیار گریه کرد چون از او علت گریه اش را پرسیدند و پاسخ گفت : به خدا سوگند می دانستم که ایشان رحلت خواهد کرد ، ولی گریه ی من برای آن است که وحی قطع شد. 10
فاطمه زهرا (س) در مسئله فدک او را به عنوان شاهد و گواه معرفی کرد و سرانجام او در روزگار خلافت عثمان رحلت کرد.

3) زبیده :
وی همسر هارون الرشید و از شیعیان بوده است . هنگامی که هارون از عقیده ی او آگاه گشت سوگند یاد کرد که او را طلاق دهد. او به انجام کارهای نیک معروف بود در زمانی که یک مشک آب در شهر مکه یک دینار طلا ارزش داشت ، او ، حجاج و شاید هم مردم مکه را سیراب کرد. او با کندن کوه هاا و احداث تونل ها ، آب را از خارج حرم- از فاصله ده میلی – به حرم آورد. زبیده صد کنیز داشت که همگی حافظ قرآن بودند و هر کدام موظف بودند که یک دهم قرآن را بخوانند ، به گونه ای که از منزل مسکونی او صدای قرآن ، همانند زمزمه ی زنبورهای عسل بلند بود.11
4) سمیه مادر عمار یاسر:
او هفتمین نفری بود به اسلام گروید و به همین سبب بدترین شکنجه ها را ب او رواداشتند. گاهی که گذر پیامبر(ص) به عمار و پدر و مادرش می افتاد و می دید که آنان در گرمای سوزان مکه روی زمین های داغ در حال شکنجه هستند ، می فرمود : ای خاندان یاسر ! صبر کنید ، بدانید که وعدگاه شما بهشت است.
سرانجام سمیه با نیزه ی دژخیمی خونخوار چون ابو جهل به شهادت رسید و او نخستین زن شهید در اسلام است. 12
5) ام خالد :
هنگامی که استاندار عراق ، یوسف بن عمر ، زید بن علی را در شهر کوفه به شهادت رسانید ، دست ام خالد به جرم تشیع و تمایل به قیام زید قطع کرد .ابو بصیر می گوید : خدمت امام صادق (ع) بودیم که ام خالد با دست بریده شده آمد ، حضرت فرمود : ای ابا ابصیر ! آیا میل داری سخن ام خالد را بشنوی ؟ عرض کردم : آری و به آن شادمان می گردم . ام خالد به نزد حضرت مشرف شد و سخنانی عرضه داشت . من او را در کمال فصاحت و بلاغت یافتم . حضرت نیز در مسئله ولایت و برائت از دشمنان با او سخن گفت .13

6) حبابه والیبه :
شیخ طوسی وی را از اصحاب امام حسن (ع) شمرده است و ابن داوئد او را از اصحاب امام حسن ، امام سجاد و امام باقر (ع) می داند. برخی دیگر ایشان را از اصحاب هشت امام معصوم –تا امام رضا- شمرده اند ، هم چنین گفته شده است که امام رضا (ع) ، ایشان را در پیراهن شخصی خود کفن کرد. سن او به هنگام بیش از 240 سال بود ، او دوبار به دوران جوانی بازگشت که یک بار با معجزه ی امام سجاد و بار دوم با معجزه ی امام رضا بود .
و اما داستان این بانوی گرامی به این شرح است :
حبابه والیبه میی گوید : به امیر مومنان عرض کردم : خدا تو را مشمول رحمت خود قرار دهد ، دلیل امامت چیست ؟ حضرت در پاسخ فرمود: آن سنگ ریزه را نزد من بیاور. آن را به حضور حضرت آوردم ، امام علی (ع) با انگشتر خود بر آن مهر زد ، به گونه ای که آن مهر بر آن ، نقش بست و به من فرمود : ای حبابه ! هر کس که مدعی امامت شد و توانست مانند من این سنگ را مهر کند ، او امامی است که پیروی از او واجب است . امام کسی است که هر چیز را بخواهد ، می داند.
من پی کار خود رفتم ، تا امیرالمومنین (ع) از دنیا رفت . آن گاه خدمت امام حسن (ع) آمدم که بر جای علی (ع) نشسته بود و مردم از او سوال می کردند ف چون مرا دید ، فرمود : ای حبابه والیبه ! عرض کردم : بلی ای سرور من ! فرمود : آن چه همراه داری بیاور .
من آن سنگ کوچک را به آن حضرت دادم . آن بزرگوار ،مانند علی (ع) با انگشتر خود بر ان مهر زد، به گونه ای که جای مهر بر آن نقش بست.
سپس به حضور امام حسین (ع) که در مسجد رسول خدا (ص) بود ، آمدم مرا نزد خود خواند و خوشامد گفت و فرمود : آن چه همراه داری بیاور . من آن سنگ کوچک را به آن حضرت دادم. آن بزرگوار ، مانند علی (ع) با انگشتر خود بر آن مهر زد ، به گونه ای که جای مهر بر آن نقش بست.
سپس به حضور امام حسین (ع) که در مسجد رسول خدا (ص) بود ، آمدم مرا نزد خود خواند و خوشامد گفت و فرمود : دلیل آن چه تو می خواهی موجود است . آیا نشانه ی امامت را می خواهی ؟ گفتم آری ، ای آقای من . فرمود : آن چه با خود داری بیاور .
من آن سنگ کوچک را به او دادم ، انگشترش را بر آن زد و مهرش بر آن نقش بست .
پس از امام حسین (ع) ، خدمت امام سجاد (ع) رسیدم و به قدری پیر شده بودم که رعشه بر اندامم مستولی شده بود و صد و سیزده سال داشتم . آن حضرت با انگشت سبابه ی خود به من اشاره کرد و به اشاره او جوانی ام برگشت. و بر سنگی که همراه داشتم مهر زدند.
پس از امام سجاد خدمت امام باقر(ع) و بعد از او خدمت امام صادق (ع) ،و پس از چندی خدمت امام کاظم (ع) رسیدم و همه ی آن بزرگوران بر سنگی که به همراه داشتم مهر زدند . و بعد از ایشان خدمت امام رضا (ع) شرفیاب شدم و آن حضرت هم بر سنگی که داشتم مهر زدند . حبابه پس از به امامت رسیدن امام رضا (ع) بیش از نه ماه زنده نکرد . 14
7) قنواء دختر رشید هجری
هر چند در خصوص شخصیت این زن در کتاب های شیعه و سنی ، سخنی به میان نیامده است ولی از جریانی که در خصوص شیوه ی اسارت و شهادت پدر بزرگوارش ، به دست ابن زیاد به وقوع پیئست او ایشان ان را نقل کرد ، میزان صلابت و پایداری در عقیده و پای بندی او به اسلام و تشیع و علاقه ی او به امیر المومنین (ع) آشکار می شود.
ابو حیان بجلی می گوید :از قنوا ء دختر رشید هجری پرسیدم : از پدرت چه حدیث و روایتی شنیده ای ؟ گفت : پدرم از امیرالمومنین (ع) نقل کرد که ان حضرت فرمود: ای رشید ! صبر تو چگونه ،هنگامی که پسر خوانده ی بنی امیه (ابن زیاد ) تو را به نزد خود بخواند و دو دست و دو پا و زبانت را قطع کند ؟ عرض کردم : ایا پایان کارم بهشت است ؟فرمود: ای رشید ! در دنیا و آخرت به همراه من هستی .
قنواء می گوید : به خدا سوگند ، پس از مدتی ابن زیاد پدرم را احضار کرد و از او خواست تا از علی (ع) بیزاری جوید . ولی او هرگز این کار را نکرد. ابن زیاد گفت : علی (ع) کیفیت قتل تو را چگونه توصیف کرد ؟ پدرم پاسخ داد: دوست من علی (ع) مرا چنین اگاه ساخت که تو مرا به بیزاری از علی (ع) می خوانی ، ولی من اجابت نمی کنم ، سپس دو دست و دو پایم را قطع می کنی. ابن زیاد گفت : به خدا سوگند ، خلاف پیش گویی علی را در حق تو اجرا می کنم. انگاه دستور داد دو دست و دو پایش را قطع کنند و زبانش را سالم باقی گذارند. قنواء می گوید: من پدرم را به دوش کشیدم و در راه به او گفتم : ای پدر! ایا احساس درد و زجر می کنی ؟ فرمود : خیر ، فقط به مقداری فشاری که جمعیت بر من وارد کند ، احساس ناراحتی می کنم. چون پدرم را برداشتم و از کاخ ابن زیاد بردم ، مردم به گرد او جمع شدند. پدرم از فرصت استفاده کرد و گفت : قلم و دوات و کاغذ بیاورید تا برای شما حوادثی را بازگو کنم ،ولی چون این خبر به ابن زیاد رسید ، دستور داد زبانش را نیز قطع کنند و پدرم در همان شب به شهادت رسید.15

همانطور که گفته شد زنان هم می توانند در ظهور حضرت حجت و دوران حکومت آن حضرت نقش به سزایی داشته باشند پس امید است که زنان متوجه نقش خود در همه ی دوران و اعصار باشند و گوهر وجودی خود را در راه های متعالی و زمینه سازی ظهور حضرت حجت شکوفا کنند که ان شالله آمادگی لازم را برای یاری امام زمان (عج) در زمان ظهورشان داشته باشیم. نه در راه هایی که شایسته مقام والای بانوان نمی باشد.

منبع :
چشم اندازی به حکومت مهدی (عج) / نجم الدین طبسی

1)احمد ، مسند ، ج2،ص76،فردوس الاخبار ، ج5 ، ص424،مجمع الزوائد ، ج 7 ، ص15
2)ابن حماد ، فتن ، ص151
3)فردوس الا خبار ، ج 5 ، ص515 ،کنز العمال ، ج 14 ، ص338 ، التصریح ، ص254
4) عیاشی ، تفسیر ، ج1، ص65 ، نعمانی ، غیبه ، ص279
5) دلائل الامامه ، ص259، اثبت الهدا، ج3 ، ص75
6) بیان الائمه ، ج3، ص338
7) منهاج الدموع ، ص93
8) تاریخ طبرج3ی ، ص7، حلبی، سیره ، ج1،ص59
9)عبدالرزاق ،مصنف،ج4،ص309،الاصابه،ج4،ص432
10)تنقیح المقال ، ج3،ص70
11) همان، ص78
12)اسد الغالبه ،ج5 ، ص481
13) معجم رجال الحدیث ،ج14،ص23/108/176/ریاحین الشریعه ،ج3،ص381
14)کافی، ج1،ص346
15)اختیارمعرفه الرجال ، ص75/ سفینه البحار ، ج2،ص522

نویسنده

م.پاکتچی

م.پاکتچی

نظر دادن

Please publish modules in offcanvas position.