فرقه های نوظهور

اگر از نگاه بیرونی به نمودهای بارز فرقه‌ها نظری بیاندازیم درخواهیم یافت که همه فرقه‌ها مجمع‌الجزایری از صحبتهای خوب، زیبا و عامه‌پسند هستند و حتی مباحثی که مطرح می‌کنند ممکن است در قالب اصول معنوی هم قابل دفاع باشد، اما آنچه در بررسی فرق از دید پنهان می‌ماند، نه عقاید آنان بلکه روابط و عملکرد تشیکلاتی آنان است که عموما و بلا استثناء بر پایه مرید و مرادی است.

اغلب فرق فعالیتهایشان را با ظاهری زیبا و جذاب در جامعه‌ای که محل فعالیتشان است ارائه می‌دهند و حتی در پوشش موسسات رسمی و قانونی و دارای مجوز در سطح جامعه فعالیت می‌کنند اما با ورود به مراکز فعالیتی و بررسی روند کارها و برنامه‌هایشان میتوان به ماهیت فرقه‌ای آنان پی برد. بسیاری از فرق در پوششهایی مانند انجمن‌ها، مراکز هنرهای رزمی، موسسات یا سازمانهای زیست محیطی، آموزش علوم‌باطنی، آموزش تفکر، علم موفقیت، موسسات فرهنگی، ان جی اوها، مراکز اقتصادی، گروههای سیاسی و مذهبی فعالیت می‌کنند آنها دارای رفتارهای دو‌‌‌گانه می‌باشند، در ظاهر به مسائلی تظاهر کرده و در باطن به چیز دیگری عمل می‌نمایند به ظاهر در فلان راستا تبلیغ می‌نمایند ولی در باطن آنها روابط تشکیلاتی فرقه‌ای حاکم است روابطی از بالا به پایین یا همان مرید و مرادی، قطب و قطب بازی. 

یکی از جنجالی ترین و در عین حال پر طرفدارترین فرقه هایی که طی این یکی دو دهه در ایران ظهور کرده است، فرقه رام الله بود و چنانکه از اسمش پیداست معجون خنده داری از هندوئیزم، مسیحیت و اسلام است که مثل شیر بی یال و دم شباهتی به هیچ یک از این سه نیز ندارد.

رهبر این فرقه شخصی است به نام «پیمان فتاح » که خود را خالق فتاح، ایلیا، رام ا لله و الیاس می‌نامد و از سوی مریدانش شخصیتی آسمانی، خارق العاده و مقدس معرفی می‌شود. در عین حال برخی از پیروان پیمان فتاح او را «آواتار» به معنی «تجسم جریان حقیقت» ،«روح مجسم حق» و «تجسم الهی» نامیده‌اند. «بنی سماء» لقب دیگری است که از جانب مریدان به او داده شده است. البته در بعضی از کارت‌های ویزیتی که شاگردان، مریدان و دوستان فتاح، در بین مردم پخش میکردند او با القاب دیگری نیز معرفی کرده‌اند که تعدادی از آنها عبارتند از: «بنیان گذار علوم باطنی،  قطب علوم باطنی، بنیانگذار الهیسم نوین» درباره او گفته اند: رام الله همیشه با لباسهای مشکی در میان مردم ظاهر می شد و با لحن خاصی صحبت می کرد.

پیمان فتاحی زاده متولد سال ۱۳۵۲ در کرمانشاه  است، او از مدرسین و مشاوران جمعیت آل یاسین است. که از اواخر سال 1375 در تهران شروع به فعالیت نمود و در مدت نه چندان زیادی رشد یافت و افکارش را  گسترش داد.

در فرقه رام الله پیمان فتاحی در رأس فرقه قرار گرفته و خودش را به سمت استادی، از منظرگاه بیرونی و به جایگاه حتی الوهیت از دیدگاه مریدان منصوب کرده است و در ابتدا اینگونه عنوان می‌کرد که شاگرد ماهانتا روح الله القدوس (تجسم انسانی خداوند بر روی زمین) است و روح الله القدوس در رأس نظام دوازده‌گانه اساتید حق قرار دارد.

او خود را با القابی چون خالق فتاح، ایلیا، رام الله ، الیاس (نبی) معرفی می‌کند و از سوی همدستانش یعنی فرشاد م (با نام مستعار پیما الهی)، فرهاد م (با نامهای مستعارحشمت، سید، بابایی)، مرتضی ر (با نام مستعار توکل)، شباب ح (با نام مستعار پریا)، نازی ح (با نام مستعار شیوا) به عنوان شخصیتی خارق العاده، آسمانی و روح یافته و القاگر روح معرفی می‌شود. این فضاسازی‌ها و خاص و خارق العاده جلوه دادن پیمان تا حدی پیش می‌رود که حتی باگذشت چند سال از شروع فعالیتهای فرقه‌ای او را خدا و پسر خدا معرفی میکنند و توسط همین اشخاص آنقدر بزرگ می‌شود که وی را صاحب کرامات معرفی کرده و مجموعه‌ای دروغین از اعمال خارق العاده! وی را با عنوان اخبار مکتوم (مجموعه‌ای ساختگی و تحریف شده) تهیه می‌کنند و برای مسخ کردن و ترساندن اعضای فرقه از آن استفاده می‌نمایند.

این حلقه شش نفره با محوریت پیمان فتاحی (رام الله) از سال 1375 با استفاده از تکنینهای روانشناسی، روشهای اعمال نفوذ در افراد و بهره‌گیری از نسخ جادوگری و جذب افراد مختلف فرقه‌ی خود را گسترش دادند و فعالیت های به ظاهر مذهبی و در باطن مخرب خود را در قالب مبحث "هنر زندگی متعالی" در دسترس جوانان  قرار دادند. البته مباحث مطرح شده در هنر زندگی متعالی هر چند رنگ و لعاب معنوی و الهی به خود داشت،  ولی آنچه که از شواهد و عملکرد اعضاء بدست می‌آید نشان می‌دهد که همه این فلسفه‌بافی‌ها و لفاظی‌ها جز یک هدف را دنبال نمی‌کند و آن تسلیم مطلق اعضاء در برابر خواسته‌های سرکرده فرقه است.

اغلب فرق از یک فرمول کلی در ساختار تشکیلاتیشان پیروی می‌کنند بر اساس سه شاخص میتوان فرقه‌ای بودن یک جریان را تشخیص داد.

  • سرکرده یا بنیانگذار فرقه
  • ساختار تشکیلاتی (روابط سرکرده و اعضای فرقه)
  • نصب دستگاه فکری فرقه در ساختار اندیشه‌ای افراد جذب شده (نصب نرم‌افزار فرقه‌ای)

 با گذشت زمان و ادامه فضاسازی‌های موهوم و شخصیت‌سازی از وی توسط حلقه مذکور و جمع شدن تعداد چند صد نفری از طیفهای مختلف جامعه به دور فرقه این ادعاها ابعاد جدید و گسترده‌ای به خود گرفت و پیمان فتاحی با عنوان بنیانگذار الاهیسم نوین و راهنمای بشریت! (الیاس نبی) معرفی گردید. و او را حتی معلم بسیاری از پیامبران نامیدند و او نیز در میان بعضی از حلقه‌های نزدیک خود دایره ادعاهایش را به حدی رساندکه اظهار داشت "روزی خطاها و اشتباهات محمد (ص) را خواهم گفت!!!" بعد از اینکه مورد انتقاد شدید افراد آگاه قرار گرفت ، در واکنش به این انتقادات نسبتاً زیاد پیرامون او، شامل فرقه سازی، ادعای نبوت، آوردن دین جدید، شخص پرستی و قطب گرایی، ارتباط با امام زمان (عج) و… از طرف جمعیت آل‌یاسین چند بیانیه بین سال‌های ۱۳۷۶ الی ۱۳۷۹ منتشر کرد و خود را مبرا از این اتفاقات دانست، در حالی که در واقعیت  خود را قطب عالم هستی معرفی می کرد.

اولین دوره سخنرانی‌های عمومی پیمان در سن ۲۳ سالگی وی در تهران آغاز شده بود و تا سال 86 ادامه داشت پس از اولین دستگیری فتاحی، مجموعه موسسات و نهادهای غیردولتی که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم تحت راهبرد وی بودند، برای حمایت از او شکل یکپارچه به خود گرفته و با نام جمعیت آل‌یاسین اعلام موجودیت کردند. 

برخورد با پیمان فتاحی در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۵ در روزنامه رسالت و از طریق مقالهتیپولوژی ادیان جدید در ایران" آغاز شد سپس دومین ضربه در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۸۵ و این بار از طریق روزنامه کیهان و در مقاله ای تحت عنوان" آشنایی با یک فرقه فریبکار"  به او وارد شد و با پیگیری افراد آگاه و دلسوز، وی در ۷ خرداد ۱۳۸۶ توسط وزارت اطلاعات دستگیر شد و در  تاریخ ۳۰ دی ۱۳۸۶ با قید وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. در سال 88 وارد عرصه‌ی سیاست شد و با بستن دستبند سبز به حمایت از میرحسین موسوی،‌ چهره‌ی سیاسی خود را آشکار کرد. او بارها توسط وزارت اطلاعات دستگیر و آزاد شد. پنجمین و آخرین دستگیری او در ۱۸ مرداد سال ۹۴ اتفاق افتاد و مدت کوتاهی پس از انتشار خبر ، سخنگوی جمعیت ال یاسین از انگلستان طی اطلاعیه‌ای خبر آزادی فتاحی و همراهان او را اعلام کرد. در اطلاعیه مذکور آمده بود که "دستگیرشدگان پس از مدت کوتاهی در بازداشتگاه موقت و طرح اتهامات تکراری و مشابه چهار دورهٔ دستگیری و انفرادی قبلی با رأی دادگاه انقلاب آزاد شدند."

پیمان دوست داشت در اذهان عمومی و در بین شاگردانش بسیار خاص، منحصر به فرد و قدرتمند جلوه کند از سویی دیگر می‌دانست این بزرگ شدن می‌تواند برای او دردسر ساز شده و تبعات منفی در پی داشته باشد از این رو با طراحی و نگارش مقدمه ی کتاب جریان هدایت الهی، بیوگرافی دروغینی از خود ارائه داد و این مقدمه و نگارش آنرا به فرشاد. م (پیما الهی) منتسب کرد. در سالهای بعد پیمان وقتی دید این مقدمه برایش دردسرساز شد سریعا آن را به پیما الهی منتسب کرد تا از عواقب احتمالی آن فرار کند و در نامه‌های متعددی که به مسئولین نظام و نهادهای مربوطه فرستاده شد آمده "استاد بارها از نگارش این کتاب و مقدمه آن اظهار ناخرسندی کرده و گفتند که ما مخالف این حرکت بودیم!" و در ادامه نامه هم ذکر شد پیما الهی فوت گردیده است. پیمان با این کار مسئولیت قانونی موضوع را از خود سلب کرده و گناه آن را به گردن مرحوم فرشاد.م انداخته است در صورتیکه وی در توصیف شخصیت پیما (فرشاد.م) می‌گوید: "او چنان به من نزدیک بود که لقب او را پیما گزاردم پیما فقط یک نون از پیمان کمتر دارد!" از سوی دیگر فرشاد از همدستان و بنیاگذاران فرقه رام الله می باشد و صد البته که او مانند سایر اعضاء از پیمان تبعیت کامل داشته است و بدون هماهنگی با استاد! هرگز دست به اقدام اینچنینی نمی‌زده است. اگر با دیدی روانشناسانه به این مسئله نگاه کنیم چه دلیلی دارد که پیمان اینقدر شخصیت سازی کرده و خودش را بزرگ جلوه دهد؟ جواب این مسئله با بررسی دوران کودکی و شرایط خانوادگی و محیط زندگی او مشخص می‌گردد.

 عموما سرکردگان فرق در دوران کودکیشان مورد کودک آزاری قرار گرفته و در نتیجه این آزار و اذیتها دچار عقده و سرخوردگی شده‌اند و یا اینکه وضعیت خانوادگی مناسبی نداشته‌اند و در محیط مناسبی تربیت و پرورش نیافته‌اند پیمان در توصیف دوران کودکی اش می‌گوید "من بچه دوازدهم از 15 فرزند خانواده بودم همیشه برادر بزرگترم مرا تنبیه میکرد برادرم آنقدر مرا کتک می‌زد تا گریه کنم وقتی گریه می‌کردم مرا وادار می‌کرد بخندم اگر نمی‌خندیدم مرا بیشتر کتک می‌زد."یکی از شگردهای روانی که پیمان و همدستانش در این سالها بکار گرفتند این بود که عنوان می‌کردند اساتید حق در ناشناختگی زندگی می‌کنند و ایشان (رام الله) نیز در ناشناختگی کامل زندگی می‌کند! در ابتدای کتاب جریان هدایت الهی آمده "شخصیتش بسیار اسرار آمیز و چند پهلو است... او در پس حجاب‌های ارادی و در ناشناختگی زیسته ..." اما در این ناشناختگی زیستن ساختگی و دروغین و این گذشته نامشخص و پر از ابهام پیمان  اهداف پنهانی وجود دارد:

هدف اول که بیشتر جنبه روانی دارد این مسئله است که حس کنجکاوی انسان در برابر انسان ناشناخته‌ای که به عنوان استاد و راهنمای وی مطرح است چندان برای تفحص و تحقیق در مورد مرشد خود تحریک نمی‌شود و او(استاد) از گزندهای احتمالی این مسئله (که همان انسانی عادی بودن است) در امان می‌ماند.

 هدف دوم از این پنهان کاری و ناشناخته زیستن استاد! این مسئله بود که اگر در ابتدای شکل‌گیری فرقه، گذشته زندگی شخصی پیمان و وضعیت خانوادگی، محیط تربیتی و تحصیلی و پیشینه او، برای مریدان مشخص می‌شد به جرات می توان گفت هیچیک از  مریدان فریب خورده و ساده دل، لحظه‌ای هم حاضر نمی‌شدند او را نگاه کنند چه برسد به اینکه مسخ اندیشه‌های مسموم وی شوند، در این راستا توصیه می‌شود افراد با اعضای درجه یک خانواده این فرد ملاقات داشته باشند.

فِرق مي‌دانند مبناي عمل انسان بينش و انديشه اوست لذا از زماني كه فرد وارد يك فرقه مي شود در جريان داخل يكسري برنامه‌هاي پرورشي و آموزشي از قبل طراحي شده قرار مي‌گيرد تا به شخص جديدي تبديل شود. براي تحقق اين امر فرد در بدو ورود به فرقه از شخصيت قبلي خود بطور كامل تهي مي‌گردد و به شخصيتي جديد با معيارها، ارزشها، رفتار و مناسك جديد تبديل ميشود (دعاي بركت، سوتراها، نجوا، مرا از خودم بشناس 1 تا 8 (كه جزء تعاليم خصوصي بوده و مملو از ادعاها وكفرگويي‌هاي پيمان فتاحي مي‌باشد)، روزه‌هاي 24 ساعته و تسبيح مخصوص فرقه نيز بخشي از مناسك فرقه رام الله است كه در جهت هويت بخشي فرقه‌اي بر افراد طراحي گرديده است.) در اين مرحله سعي مي‌شود تمامي راههاي بازگشت و خروج از فرقه مسدود شود و ذهن فرد كاناليزه شده و تمامي وروديهاي ذهنش مسدود مي‌گردد و تنها ورودي ذهنش تعاليم فرقه‌اي خواهد شد. هدف از اين آموزشها توليد و تولد هويت فرقه‌اي در سوژه (مريد) است اين آموزشها تا جايي پيش مي‌رود كه فرد به مريد تبديل مي‌شود يعني انسان از هويت قبلي‌اش تهي شده و هويتي جديد كه مبنايش همان انديشه‌هاي فرقه‌اي است در او ظاهر مي‌شود. فرقه‌ها افراد را از ارزشها و كرامات انساني تهي كرده و بجاي آن ارزشها و ناهنجاريهاي فرقه‌اي را جايگزين مينمايند.

در فرقه رام الله نيز افراد از طرق مختلف جذب مي‌شدند و در طول زمان همين پروسه را طي مي‌كردند. در ابتدا با عنوان آموزش هنرهاي زندگي متعالي جذب مي‌شدند اما پس از طي دوره‌هاي عمومي وارد مراحل بعدي مي‌شدند و در آنجا با مفاهيمي چون "مبارز حق"، "مسافر حق"، "خدمتگزاري"، "تسليم"، "قرباني" آشنا مي‌شدند و سعي مي‌شد در اين هويتها مستقر شوند و چون ادبيات اين تعاليم بر اساس زبان و انديشه‌هاي سركرده فرقه طراحي شده بود و او نيز از ابتدا طوري تعاليم را طراحي كرده بود كه در انتها به عنوان روح مجسم حقيقت (خداوند)، تجسم الهي شناخته شود بستر براي سوء استفاده‌هاي متعددش فراهم مي‌گرديد در خروجي اين آموزشها و تعاليم افرادي بودند كه وي را به عنوان خداي خود قبول داشتند و براي رضاي اين خدا دست به هر كاري ميزدند از ترك تحصيل و شغل، ترك خانواده و همسر و فرزندانشان گرفته تا برهم زدن زندگي مريدان مسخ شده و خانواده‌هايشان تا خودسوزي و فدايي شدن.

هر چند شيوه فريبكارانه فرقه رام الله طوري است كه مباني اعتقادي انحرافي فرقه به بيرون از حلقه‌هاي خاص مريدان نشر داده نمي‌شد ولي با اين حال مدارك بدست آمده نشان دهنده اوج و عمق انحرافات فكري سركرده اين فرقه است كه به مريدان تسليم شده نيز اشاعه يافته است.

 

گردآوری شده از سخنان یکی از اعضای جدا شده از فرقه، ویکی پدیا، سایتها و مقالات مختلف در مورد فرقه رام الله

در قرن نوزدهم باببیت و بهائیت از جمله فرقه هایی بودند که با همدستی دولت های روسیه و انگلیس در ایران به وجود امدند و رهبران ان ادعاهای عجیبی از نیابت خاصه امام عصر گرفته تا پیامبری و حتی خدایی را بهه یدک کشیدند. بدون شک و با اطمینان می توان گفت که اگر بهائیت در زمان ناصرالدین شاه و به همت علمای شیعه و امیر کبیر نتوانست آنچنان رونق پیدا کند ، در دوران سلطنت پنجاه ساله رزیم پهلوی و به خصوص سیزده ساله هویدا به چنان رشد و جایگاهی رسید که شاید در تصور متولیان آن نیز نمی گنجد.

ابن تیمیه ناشر افکار تجسیم :

یکی از مسائلی که ابن تیمیه بنیان گذار فکری وهابیت ، به نشر آن پرداخت اعتقاد به جسمانیت خداوند متعال بود.
که در زیر به بخشی از ویژگی های خداوند وهابیت اشاره شده است :
1) خدای وهابیت می خندد 2) خدای وهابیت از عرش به زیر می اید 3) خدای وهابیت با چشم قابل است. 4) خدای وهابیت نمی تواند همه جا باشد . 5) خدای وهابیت نوجوان و موفرفری است 6) خدای وهابیت مبتلا به درد چشم است 7) خدای وهابییت با پیامبر مصافحه می کند 8) خدای وهابیت غیر از ریش و عورت همه چیز دارد 9) خدای وهابیت چهار انگشت بزرگ تر از عرش است 10خدای وهابیت دوان دوان راه می رود

Please publish modules in offcanvas position.